چرا کامنت‌ها در میدان نیاز به تایید دارند؟

یکی از مخاطبان میدان در توئیتر پرسیده بود که چرا در جایی مثل میدان باید کامنت‌ها قبل از انتشار تایید شوند؟

ما به آزادی بیان باور داریم. اما این باور به این معنا نیست که قرار است میدان را در اختیار همه نظرات موجود در جهان بگذاریم. میدان، صدا بخشیدن به صداهای کمتر شنیده شده را رسالت خود می‌داند و در انجام این رسالت به خط مشی‌هایی پایبند است.

در انتشار کامنت‌های وبسایت، موازین و محدودیت‌هایی داریم. اگرچه نظری را به خاطر مخالفت با موضع‌گیری آن رد نخواهیم کرد، اما فحاشی و توهین به اشخاص، یا گروه‌های اجتماعی در میدان جایی ندارند. بنابراین کامنت‌های حاوی فحش و توهین لاجرم از سایت حذف می‌شوند.

همچنین ما می‌بایست به برخی ملاحظات مربوط به ساز و کار نظارت بر اینترنت در ایران نیز پایبند باشیم. این ضمانت قابل دسترس بودن سایت برای همگان در ایران است.

شاید نتوانیم کامنت‌ها در میدان را مستقیما منتشر کنیم اما تضمین می‌کنیم در نظارت بر کامنت‌ها نظرات شخصی و مواضع میدان کمترین تاثیر را دارند.

چرا کامنت‌ها در میدان نیاز به تایید دارند؟

بیم‌ها و امیدهای دو سالگی میدان

میدان امروز دو ساله می‌شود. شاید این دو سالگی فرصت خوبی باشد برای مرور آنچه می‌خواستیم انجام دهیم و آنچه انجام دادیم.

میدان از آغاز ساخته شد تا رسانه‌ای مستقل، عمومی و انتقادی باشد. اما در این کار همیشه موفق نبوده‌ایم. سعی داشتیم گستره‌ وسیعی از مخاطبان را درگیر کنیم، اما نه به طریق رسانه‌های جریان اصلی که مخاطب را «هیت» و عدد می‌بینند. در عوض قصد داشتیم رابطه‌ای متقابل با مخاطبانمان داشته‌ باشیم. چه در خود وبسایت و چه در شبکه‌های اجتماعی سعی کردیم نسبت به واکنش‌های آنها بی‌تفاوت نباشیم، ابهامات را توضیح دهیم و اشتباهاتمان را بپذیریم.

سعی داشتیم از افتادن در موج‌های رسانه‌ای اجتناب کنیم، مسائل هرروزه را با نگاهی تازه ببینیم و موضوعات به حاشیه‌رانده شده را در میدان دید قرار دهیم. اما پیدا کردن راهی در این میان، که در انبوه اطلاعات بتواند مخاطبان گسترده‌ای را درگیر کند و در عین حال تن به بازی‌های رسانه‌ای ندهد و خود به منبع تولید انبوه اطلاعات تبدیل نشود، ساده نبوده و نیست.

در این راستا برآن بودیم که ساده و صریح نوشتن را جایگزین ادبیاتی کنیم که در اغلب متون انتقادی فارسی وجود دارد. بارها مجبور شدیم مطالب رسیده را رد کنیم و یا فرایندی طولانی را با نویسندگان در جهت نزدیک کردن مطالب به ادبیات میدانی طی کنیم. در این فرایند شاید بسیاری از ما رنجیده باشند. اما امروز و بعد از ۲ سال فکر می‌کنیم در ساختن ادبیات «میدان» تا حد زیادی موفق بوده‌ایم.

در طراحی سایت هم سعی داشتیم همین نگاه را پیاده کنیم. دسترسی آسان به مطالب و راحت‌خوان کردن مطالب مسئله اصلی بود که در طراحی میدان به آن توجه داشتیم.

میدان قصد داشته یک رسانه انتقادی باشد، از سطح گزارش صرف رویدادها فراتر برود و صادقانه دست روی موضوعاتی بگذارد که مهم می‌شمارد. همواره می‌خواستیم از مرکزگرایی رسانه‌های جریان اصلی فاصله بگیریم. اما باید اعتراف کنیم که تاکنون در این کار چندان موفق نبوده‌ایم؛ بخشی از مشکل به این دلیل است که منابع خبری نیز، همچون دیگر منابع، عموما بر تهران و دیگر شهرهای بزرگ متمرکز است. از سوی دیگر اینکه چگونه توجه‌ خودمان و دیگران را به موضوعاتی جلب کنیم که عادت کرده‌ایم به آنها فکر نکنیم، چالشی است که در این دوسال با آن درگیر بوده‌ایم.

در آغاز سومین سال میدان، همچنان معتقدیم که مسیری که در آن قدم گذاشته‌ایم، علیرغم کاستی‌ها و چالش‌های آن، مسیر درستی است. اما پیمودن این راه به تنهایی از ما برنمی‌آید و نیازمند مشارکت کسانی است که دغدغه‌هایی مشابه دارند، پس از شما می‌خواهیم که در این راه همراه ما باشید و به میدان بیایید.

بیم‌ها و امیدهای دو سالگی میدان

«اراذل و اوباش»؛ اصطلاحی که به اشتباه استفاده ‌کردیم

روز شنبه ۲۹ خرداد گزارشی را با عنوان «جذب روزانه اراذل و اوباش برای مقابله با سدِ معبر» در میدان بازنشر کردیم. فارغ از محتوا و موضوع، در گزارش، همین‌طور در تیتر اصلی آن، از اصطلاح «اراذل و اوباش» استفاده شده بود، اصطلاحی که در سال‌های گذشته به کرات برای بازداشت افرادی به کار می‌رود که انگار چیزی بیشتر از یک فرد مجرم هستند و از این‌رو برخورد خشونت‌آمیز نامعمول با آن‌ها، حتی قبل از اعلام جرم و حکم قضایی، موجه است.

وقتی از برچسب «اراذل و اوباش» برای بازداشت فردی استفاده می‌شود، برخوردهای خارج از قانون با او نه تنها مذموم و ناپسند نیست، بلکه گویی فرض بر آن است که چنین برخوردهایی عین برگرداندن نظم و امنیت به جامعه بوده و مجریان آن سزاوار تشویق و ستایشند.
تصویری که رسانه‌های اصلی و نهادهای مسئول از «اراذل و اوباش» ساخته‌اند، تصویر هیولایی «وحشتناک» است، نه انسان مجرمی که از هنجارها و یا قوانین موجود در جامعه تخطی کرده است. در واقع ترسیم تصویر وحشتناک از «اراذل و اوباش» در سطح جامعه برخورد وحشتناک‌تر با آن‌ها را حتی در ملا عام امکان‌پذیر و قابل توجیه کرده است.

کسی که از «اراذل و اوباش» است، چون همه‌ی صفات «بد» (دقیقا کدام صفات؟ به همین اندازه گنگ) را در خود دارد، دیگر انسان نیست و به همین دلیل باید از سطح جامعه انسانی به هر شکلی اخراج و طرد شود. این پافشاری بر ترسیم تصویر وحشتناک از «اراذل و اوباش» به عنوان قاتلان (نه مجرمان) هنجارها، ارزش‌ها و قوانین جامعه و به تبع آن نمایش مجازات آنها نه در دادگاه بلکه در خیابان‌ها و کوچه پس کوچه‌های شهر، به ساخت معنایی از اصطلاح «اراذل و اوباش» منجر شده است که بیش از آنکه معنای «بزهکاری» و «کجروی اجتماعی» را در خود داشته باشد، معنای هیولای نا«اجتماعی» و «خطرناک»ی را دارد که که جامعه باید از شر آنها پاک شود.

برچسب «اراذل و اوباش» بیش از آنکه به واقعیتی اشاره کند، یک خط تبلیغاتی نهادهای قدرت را درباره بخشی از جامعه پیش می‌برد. به همه این دلایل، بهتر بود از این اصطلاح در میدان استفاده نمی‌کردیم یا حداقل با دقت و وسواسی بیشتر مثلا آن را در گیومه می‌گذاشتیم، یا شاید واژه‌‌ دیگری مانند «بزهکار» را به کار می‌بردیم.

در بسیاری از واژه‌ها و اصطلاحاتی که روزمره به سادگی استفاده می‌کنیم، چکیده انبوهی از روابط قدرت و روندهای تاریخی فشرده شده، امیدواریم در میدان بتوانیم با حساسیتی بیشتر، در آنچه در پس واژه‌هاست دقیق شویم.

«اراذل و اوباش»؛ اصطلاحی که به اشتباه استفاده ‌کردیم

پشت توئیتر میدان یک انسان است؟ بله.

میدان بیش از هر شبکه اجتماعی دیگری در «توئیتر» فعال است؛ سرعت و سادگی به روزرسانی، ارتباط مداوم و دو طرفه با مخاطبان و محوریت متن، می‌تواند دلایل خوبی برای این حضور باشد اما فارغ از این دلایل چیزهای دیگری هم هستند که ترغیب‌کننده اهمیت این فضا هستند؛ خیلی‌ها توئیتر را محل مونولوگ و بلندبلند فکرکردن می‌دانند؛ صد و چهل کاراکتر و بنگ. تمام. ایجاز و اختصار نه فقط باعث شده که کاربران تلاش کنند تمامی آنچه می‌خواهند منتقل کنند را خلاصه کنند بلکه موجب آن شده که شکلی از طنز و رندی در تمامی تایملاین به چشم بخورد؛ ضرب‌المثل‌های آینده از اینجا خواهند آمد؛ جایی که کنایه و استعاره و طنز، و کوتاهی جملات به هم گره خورده‌اند.
این حضور اگرچه برای کاربران عادی بی‌حدوحصر ( تنها با رعایت صد و چهل کاراکتر) میسر شده است؛ برای شخصیت‌های حقوقی موجبات دردسر است؛ به عنوان یک وب‌سایت خبری – تحلیلی در توئیتر باید چگونه نوشت؟ تیتر یا برگزیده‌ای از متن و لینک و تمام؟ این ساده‌ترین روش است؛ روشی که در بسیاری زمان‌ها توسط میدان نیز رعایت شده‌ ست؛

اما این دقیقا همان کاری است که اسکریپت‌های ساده برنامه‌نویسی وب می‌توانند میسرش کنند؛ کافی است افزونه‌ای به سیستم مدریریت محتوا افزود که بگوید هربار وب‌سایت به روز شد «تیتر»، «اسم‌نویسنده» و آدرس را بفرست برای اینجا. کاری که اغلب وب‌سایت‌ها می‌کنند، و برای همین خیلی زود منتقل می‌شوند به لیست‌هایی که کاربران می‌سازند و هیچ‌گاه سراغشان نمی‌روند، هر کدام‌مان چند تایی از این لیست‌ها ساخته‌ایم؛ «اخبار» ، «وب‌سایت‌هایی که می‌خونم» و … تا کی «خبر» و یا «مطلب» مهم و یا مناقشه‌برانگیزی بخت ِ ریتوئیت یابد و به تایملاین بازگردد.

چند توئیت توانستند نظم حاکم بر این رخوت و دورافتادگی میدان  را بهم بزنند؛ انتقاد همراه با شوخی و طنز و با استفاده از ایموجی و …، مباحثه با اکانت‌ «روابط عمومی» یک ارگان بزرگ مثل شهرداری تهران، دیالوگ با معاون امور زنان ریاست‌جمهوری بر سر طرح عقیم کردن زنان و … از آن دسته بودند.

این نشانه‌ها هم با استقبال کاربران مواجه شدند؛

و هم انتقادهایی برانگیخت؛

مشخصا اکانت ما در توئیتر نه توسط بچه‌ای چهارده تا شانزده ساله هک شده بود و نه گرداننده آن تغییر کرده بود. میدان بعد از یک سال تصمیم گرفته بود که در «مدیوم‌»های تازه، با ابزارها، زبان و شرایط حاکم بر آنان بنویسد و فعالیت کند.

ایموجی‌ها، گیف‌ها، استیکرها و سایر نشانه‌های تصویری، حالا نه شکلک‌های ناشناخته مسنجرها که بخشی از زبان گفتگوی روزمره مردم در فضای مجازی‌اند.ما می‌توانیم استفاده از آنان را نادرست بدانیم و رد کنیم، اما در دنیای واقعی، در گفتگوها و دیالوگ‌های جاری در چنین دنیایی، آن‌ها منابع ساده و دم‌دست انسان‌ها هستند برای انتقال پیام. رسانه‌ای که به منابع رایج انتقال پیام پشت کند، باید آمادگی شنیده نشدن را داشته باشد؛ ولو مهم‌ترین حرف‌ها را بزند. انتقال پیام در مدیومی جدید، با ابزارهای قدیمی نه نشانه‌ای از پویایی یک رسانه، که ناشی از ناتوانی آن در درک رسانه‌ای است که در آن حضور دارد.

در زمانه‌ای که طنز نه ابزار نقد وضعیت که بازیچه‌ای برای دست انداختن انسان‌های حاشیه‌ای شده است و در روزگاری که وب‌سایت‌های خبری و تحلیلی و روابط عمومی سازمان‌ها از سر ناتوانی در شرکت در گفتگوها، شنیدن نظرات و بازتاب دادن آن‌ها مجبورند از جیب ملت برای خرید فالوئرهای جعلی هزینه کنند، ما تلاش می‌کنیم تا در یک روند آهسته و پیوسته بیاموزیم که چطور می‌توان در این فضاها حضور داشت، موثر بود، گفت و شنید. ما در این محیط آموختیم که نمی‌توان نظرات و انتقادهای شهروندان را «مدیریت» کرد، باید آن‌ها را شنید و به گوش دیگران رساند، تا در تکرار از اشتباهات بعدی کاست. ما آموختیم که لازم نیست خبری را دزدید و از رسانه پخش کرد؛ کافی‌ست «ریتوئیت» کرد تا دیگران هم ببینند و باخبر شوند.
اشتباهات زیاد است و یا مسیرها تازه و عجیب و غریب؟ بله، پشت این اکانت انسان‌هایی نشسته‌اند، از شما می‌خواهیم که به دیالوگ با این انسان‌ها ادامه دهید. ما را پای خبرهای مهم و یا تصاویرتان از وقایع منشن کنید تا با همدیگر دست به انتشار هر آن چیزی بزنیم که باید به گوش دیگران برسد، روابط‌عمومی‌ها را وادار به پاسخگویی کند و مسئولان را ناچار کند که در تصمیم‌ها و روش‌هایشان تغییر ایجاد کنند.

پشت توئیتر میدان یک انسان است؟ بله.

چرا میدان از دستور شهرداری پیروی نمی‌کند

از حدود دو هفته پیش و در آستانه روز جهانی کارگر بیلبوردهایی با شعار «شهروند کوشا» توجهمان را جلب کرد: شهرداری تهران شهروندان را دعوت می‌کرد که در کار کردن جدیت به خرج بدهند.

می‌شود در نگاه اول فکر کرد که «دعوت به سختکوشی چه اشکالی دارد؟» اما وقتی بیشتر به نحوه دعوت و نهاد دعوت‌کننده فکر کنید می‌بینید ماجرا آنقدرها هم بی اشکال نیست.

بیلبوردهای شهرداری به ما نهیب می‌زند که: «مراقب دام تنبلی باشید!»، «پاشو، وقت کاره!» و یا «از همت است هرکه به هرجا رسیده»، در حالی که با نگاه به فسادهای کلان متوجه می شویم کسانی که به جایی رسیده‌اند لزوما پاداش همت خودشان را ندیده‌اند. بیلبورد دیگری می‌گفت: «استراحت ممنوع!» و آخری با لحنی حق به جانب نوشته بود: «کار عار نیست»، حواس شهرداری اما به این نیست که با نرخ بیکاری حدود ۱۰٪ و نرخ بیکاری بالای ۲۰٪ برای جوانان تهرانی، برای خیلی‌ها کار نیست.

شهرداری در نظر نمی‌گیرد بیکاری یک پدیده اجتماعی چندوجهی است و دلیل آن «تنبلی» بیکاران نیست، و سعی کردیم با یادآوری نکته‌هایی درباره بازار کار نشان دهیم این لحن دستوری و یکطرفانه قابل قبول نیست.

یک نظرسنجی هم به صورت طنزآمیز روی توییتر گذاشتیم که می‌پرسید بیلبوردهای شهرداری پیام‌های اخلاقی مفیدتری دارند یا امیرحسین مقصودلو (تتلو)؟ فراموش نکنیم که امیرحسین مقصودلو به قدری چهره موجهی دارد که نیروی دریایی برای کلیپش به او کمک می‌کند.

دیگرانی هم از شهرداری انتقاد کردند و این نهاد عمومی می‌توانست بپذیرد که طراحان سری «شهروند کوشا» اشتباه کرده‌اند. اما شهرداری این کار را نکرد.

پرده آخر مسئولیت پذیری شهرداری در داستان شهروند کوشا حمله توییتری به وبسایت میدان بود که در آن شهرداری از قول اقبال لاهوری به ما گفت: نادان لب ببند!

توضیح‌های بعدی ما هم در این باره که جواب یک انتقاد طنزآمیز توهین نیست با ادامه حملات شهرداری پاسخ گرفت.

این روزها بسیاری از نهادها و مقام‌های رسمی پایشان به توییتر و دیگر شبکه‌های اجتماعی باز شده است و حالا از رییس جمهور و وزیر تا شهرداری از ابزاری برای ارتباط با شهروندان استفاده می‌کنند که دولت استفاده از آن را ممنوع کرده است.

این جهان مجازی چنان موثر بوده که دستگاه‌های مختلف بستن آن را بی‌اثر یافته‌اند و خود به آن آمده‌اند، جهانی که فلسفه آن برای انسان‌ها‌ی مسئول درست خلاف دستور شهرداری به لب بستن است: داناییم و تازه لب گشوده‌ایم.

چرا میدان از دستور شهرداری پیروی نمی‌کند

راه‌اندازی نسخه ۲

از امروز، بیست‌ویک فروردین ۱۳۹۵، نسخه دوم میدان شروع به کار کرده است. نسخه جدید شامل تغییرات زیادی‌ست که همه آن‌ها حاصل تجربیات ما در این حدوداً دوسالی‌ست که از شروع میدان می‌گذرد. تمام سعی ما در روند نوسازی میدان ارتباط بهتر و آسان‌تر مخاطب‌مان با مطالب منتشرشده در سایت است. تغییرات نسخه ۲، بیشتر در زمینه‌ی ظاهر و فرم بوده است و میدان در زمینه‌ی محتوای مطالب همچنان روند پیشین خود را ادامه خواهد داد.

مهم‌ترین تغییرات میدان در نسخه ۲، به صورت زیر است:

  • طراحی مدرن‌تر، تمیزتر و بهینه‌تر در جهت بهبود خوانایی مطالب
  • کدنویسی مجدد تمام بخش‌های سایت از ابتدا تا انتها
  • تغییر نام بخش «کیوسک» به «دکهٔ خبر» و یکپارچه شدنِ آن با مطالب دیگر
  • دسته‌بندی جدید مطالب به بخش‌های مفهوم‌تر و آشناتر
  • تغییر بخش نظراتِ سایت از سرویس دیسکاس به وردپرس
  • سیستم جستجوی یکپارچه (شامل جستجو در مطالب، صفحات، نویسنده‌ها، برچسب‌ها و…)
  • به‌روزرسانی فونت سایت به آخرین نسخه فونت ایران
  • تعداد زیادی بهبود و رفع ایراد کوچک

امیدواریم نسخه ۲ و تغییرات آن باعث بهبود ارتباط ما با مخاطب‌هایمان شود و بتوانیم در نسخه جدید با توان و انرژی بیشتری به کارمان ادامه دهیم.

پی‌نوشت: سعی و برنامه‌ریزی ما بر این است که از این پس ماهی یک بار سایت را در بخش طراحی و امکانات به‌روزرسانی کنیم. بنابراین بسیار خوشحال خواهیم شد که نظرات و پیشنهادات خودتان را از طریق بخش ارتباط با ما یا ای‌میل میدان با ما در میان بگذارید.

به امید روزهای بهتر

راه‌اندازی نسخه ۲

کانال میدان در تلگرام

حدود ۱۵ ماه پیش در میدان مطلبی در مورد وایبر منتشر کردیم که در آن نویسنده از مخاطبان می‌خواست به جای وایبر از تلگرام استفاده کنند. هدف نویسنده در آن متن مقایسه دو پیام‌رسان موبایلی با یکدیگر از حیث امنیت اطلاعات و رعایت معیارهای اخلاقی بود. اما در آن زمان کسی تصور نمی‌کرد تلگرام این قدر در ایران گسترده شود.

در این فاصله ۱۵ ماهه، تلگرام امکانات بسیاری را اضافه کرد. اضافه شدن این امکانات در کنار محدودیت‌هایی که برای وایبر ایجاد شد میلیون‌ها کاربر ایرانی را به تلگرام سرازیر کرد. این موضوع در کنار امکانات خاصی که این نرم‌افزار داشت آن را اکنون به چیزی بیش از یک پیام‌رسان موبایلی تبدیل کرده است. چیزی که جای بزرگی را در زمان روزمره کاربران ایرانی‌اش اشغال کرده است.

چنین گستردگی‌ای تلگرام را به یک موضوع سیاسی و مناقشه‌انگیز در ایران تبدیل کرده‌ است. بنابر چیزی که مسئولین تلگرام ادعا می‌کنند این نرم‌افزار هنوز یک پروژه غیرانتفاعی، امن و قابل اعتماد است. با این وجود ما نمی‌دانیم این تنش‌ها و در کنار آن گستردگی روزافزون تلگرام، وضعیت امنیت و اعتمادپذیری این نرم‌افزار را به چه سمتی خواهد برد.

سرویس جدید تلگرام با نام کانال، اتفاق جدیدی در شبکه‌های اجتماعی بود. سرویسی که امکانات گسترده‌ای را برای رسانه‌ها و تولیدکنندگان محتوا ایجاد می‌کند. بسیاری از رسانه‌ها به سرعت کانال‌های تلگرام خود را برای اطلاع‌رسانی گسترده‌تر و سریع‌تر راه‌اندازی کردند.

هر کسی در طول روز با انبوهی از اطلاعات رو به رو می‌شود. طوفان اطلاعات و اخبار روزانه از طریق کامپیوتر، تلویزیون و اخیرا گوشی موبایل به سمت مخاطبان سرازیر می‌شود. روزانه کوهی از تصاویر جنگ، آوارگی، فقر و خشونت در کنار شکوه ساختگی جهان ستاره‌های ورزش، فرهنگ و سیاست بر سر ما خراب می‌شود.

به باور ما دفن شدن زیر این کوه اطلاعات این خطر را دارد که ما را در برابر سنگینی هولناک آن بی حس و کرخت شویم. در عصر انفجار اطلاعات، فاجعه تنها می‌تواند به یک خبر لابلای سایر اخبار تقلیل پیدا کند.

ما در میدان سعی کرده‌ایم که پژواک بی اندیشه هیاهوی اطلاعات نباشیم؛ توجه مخاطبانمان را به اطرافشان جلب کنیم و از میان اخبار و رویدادها و مواضع گوناگون روی مسائل مشخصی متمرکز شویم که معنایی حقیقی در زندگی مخاطبان ما دارند. تمرکزی که می‌خواهیم مانع از دست رفتن حساسیتمان به واقعیت دنیای پیرامون شود.

چنین زمینه‌ای باعث شد که درباره راه انداختن کانال تلگرام دچار تردید باشیم. پیام‌های مخاطبان میدان که از ما می‌خواستند کانال تلگرام را راه‌اندازی کنیم کم نبودند. شک و تردیدهای ما کماکان ادامه دارند اما به نظر می‌رسد با توجه به مشکلاتی که همه ما در دسترسی به شبکه‌های اجتماعی داریم، کانال تلگرام ممکن است بتواند امکان اشتراک‌گذاری مطالب میدان را برای مخاطبان بیشتری فراهم کند.

کانال تلگرام میدان در آدرس telegram.me/meidaandotcom از امروز قابل دسترسی خواهد بود.

کانال میدان در تلگرام

زیرگذر، نقبی به تاریخ

زیرگذر بخش تازه‌ای از میدان است که بر تاریخ تمرکز دارد. تاریخ برخلاف تصویری که از آن منعکس می‌شود مجموعه‌ای ایستا و خطی از رویدادها نیست که بتوان آن را به صورت خنثی روایت کرد. اتفاقات تاریخی، از نظر زمانی و مکانی اثرات گوناگونی داشته و در وضعیتی پیچیده در کنار هم قرار گرفته‌اند. به همین دلیل جایگاه و وضعیت ما از یک سو نگاهمان به تاریخ را دائما شکل داده، و از سوی دیگر موجب می‌شود برگی از تاریخ را بی‌تاثیر دانسته یا حاوی معنایی قابل توجه بپنداریم.

چرا زیرگذر؟

سال‌ها قبل تلاش شده است در زبان فارسی به «فیلمبردار» بگوییم «توژبردار» و به «تلویزیون» بگوییم «دوردیس». امروز تنها واکنش در مواجهه با این معادل‌های فارسی صدای بلند خنده‌هاست. این در حالی است که فرهنگستان به تصویب و اعلام لغات جدید برای استفاده به عنوان معادل فارسی کلمات ادامه می‌دهد. کجا جز در تبلیغات رسمی به موبایل «تلفن همراه» گفته‌ایم و به اس‌ام‌اس «پیامک»؟ چگونه سالها تلاش برای تغییر دستورنامه‌ای زبان متوقف نشده است؟

در زیرگذر تلاش می‌کنیم با برجسته کردن اتفاقات، اظهارنظرها و تصمیم‌هایی در گذشته آن را در پرتو فاصله‌شان با امروز و در نسبت با امروز بخوانیم. این شکلی از مواجهه با تاریخ است که می‌تواند به ما کمک کند تا با احضار گذشته آن را در فاصله‌ای که از آن داریم قابل فهم کنیم؛ وگرنه درگیر افسانه‌ها و داستان‌هایی می‌شویم که تنها می‌توانند ما را به خوابی عمیق ببرند.

آیا این اسناد با نظم خاصی انتخاب می‌شوند؟

هیچ خط جادویی ۲۱ آبان ماه ۳۳ سال پیش را به ۲۱ آبان امسال وصل نمی‌کند. البته که خاطره فردی، جمعی و یا یک تلاش سیاسی می‌تواند معنایی دیگر به یک تاریخ تقویمی ببخشد. به همین دلیل است که زیرگذر تقویم تاریخ نیست. بلکه در حالی که مسائل و اتفاقات روز در دیگر بخش‌های سایت مورد توجه بوده و برجسته می‌شوند، ما امیدواریم زیرگذر بتواند زمینه‌ای تاریخی برای فهم عمیق‌تر و همه‌جانبه‌ترِ رخدادهای امروز فراهم کند. زیرگذر بر اساس دسترسی به منابعی که در اختیار دارد به انتخاب اسناد دست می‌زند. هر چه دایره این منابع گسترده‌تر شود امکان بیشتری برای ارایه اسناد متنوع ایجاد خواهد شد.

چطور با زیرگذر همکاری کنیم؟

زیرگذر به سراغ گذشته می‌رود تا تکه‌های پازل تاریخ را برای ساختن اشکال و ترکیب‌هایی تازه کنار هم قرار دهد. زیرگذر از شما دعوت می‌کند که در یافتن این خرده تکه‌ها شرکت کنید. برش‌هایی از روزنامه، مجلات، اسناد و یا خاطرات می‌تواند توجه همه ما را به لحظه‌ای از گذشته جلب کند که زیر انبوه اطلاعات پنهان شده‌اند. هر سندی از گذشته که در زمان حال پژواکی دارد می‌تواند تکمیل کننده تصویری باشد که زیرگذر تلاش دارد به مخاطبانش ارائه کند. برای همکاری با زیرگذر، از سند، کتاب و یا تصویر مورد نظر تصویری با کیفیت مناسب تهیه کنید و برای ما با عنوان زیرگذر ارسال کنید. توضیحات شما چرایی انتخاب این سند/تصویر و دلیل اهمیت آن را روشن‌تر می‌کند.

[زیرگذر میدان]
زیرگذر، نقبی به تاریخ

چرا وبلاگ میدان را ساخته‌ایم؟

وبلاگ میدان با هدف نوشتن در مورد وبسایت میدان، مسائل پیرامون آن و گاهی پرداختن به موضوعاتی متفاوت‌تر راه‌اندازی شده. اینجا قرار است درباره اتفاقات روزمره‌ای که در فرایند کار میدان و در مواجهه با موضوعات مختلف برایمان پیش می‌آید، صحبت کنیم. صبحت‌هایی که ممکن است از نظر فرم و محتوا در چارچوب مطالب منتشره در میدان قرار نگیرند، یا انتشار آن‌ها باعث به هم خوردن روند و خط کلی در مطالب میدان شود، ولی کماکان بیان و انتشار آن‌ها به نظرمان لازم و ضروری‌ست.

امیدواریم به واسطه این وبلاگ فاصله میان میدان و مخاطبانش کمتر شود تا بتوانیم در مورد تغییرات، اتفاقات و [احیاناً] جهت‌گیری‌هایمان بهتر و مستقیم‌تر با خوانندگانمان در ارتباط باشیم.

چرا وبلاگ میدان را ساخته‌ایم؟