چرا کامنت‌ها در میدان نیاز به تایید دارند؟

یکی از مخاطبان میدان در توئیتر پرسیده بود که چرا در جایی مثل میدان باید کامنت‌ها قبل از انتشار تایید شوند؟

ما به آزادی بیان باور داریم. اما این باور به این معنا نیست که قرار است میدان را در اختیار همه نظرات موجود در جهان بگذاریم. میدان، صدا بخشیدن به صداهای کمتر شنیده شده را رسالت خود می‌داند و در انجام این رسالت به خط مشی‌هایی پایبند است.

در انتشار کامنت‌های وبسایت، موازین و محدودیت‌هایی داریم. اگرچه نظری را به خاطر مخالفت با موضع‌گیری آن رد نخواهیم کرد، اما فحاشی و توهین به اشخاص، یا گروه‌های اجتماعی در میدان جایی ندارند. بنابراین کامنت‌های حاوی فحش و توهین لاجرم از سایت حذف می‌شوند.

همچنین ما می‌بایست به برخی ملاحظات مربوط به ساز و کار نظارت بر اینترنت در ایران نیز پایبند باشیم. این ضمانت قابل دسترس بودن سایت برای همگان در ایران است.

شاید نتوانیم کامنت‌ها در میدان را مستقیما منتشر کنیم اما تضمین می‌کنیم در نظارت بر کامنت‌ها نظرات شخصی و مواضع میدان کمترین تاثیر را دارند.

بیم‌ها و امیدهای دو سالگی میدان

میدان امروز دو ساله می‌شود. شاید این دو سالگی فرصت خوبی باشد برای مرور آنچه می‌خواستیم انجام دهیم و آنچه انجام دادیم.

میدان از آغاز ساخته شد تا رسانه‌ای مستقل، عمومی و انتقادی باشد. اما در این کار همیشه موفق نبوده‌ایم. سعی داشتیم گستره‌ وسیعی از مخاطبان را درگیر کنیم، اما نه به طریق رسانه‌های جریان اصلی که مخاطب را «هیت» و عدد می‌بینند. در عوض قصد داشتیم رابطه‌ای متقابل با مخاطبانمان داشته‌ باشیم. چه در خود وبسایت و چه در شبکه‌های اجتماعی سعی کردیم نسبت به واکنش‌های آنها بی‌تفاوت نباشیم، ابهامات را توضیح دهیم و اشتباهاتمان را بپذیریم.

سعی داشتیم از افتادن در موج‌های رسانه‌ای اجتناب کنیم، مسائل هرروزه را با نگاهی تازه ببینیم و موضوعات به حاشیه‌رانده شده را در میدان دید قرار دهیم. اما پیدا کردن راهی در این میان، که در انبوه اطلاعات بتواند مخاطبان گسترده‌ای را درگیر کند و در عین حال تن به بازی‌های رسانه‌ای ندهد و خود به منبع تولید انبوه اطلاعات تبدیل نشود، ساده نبوده و نیست.

در این راستا برآن بودیم که ساده و صریح نوشتن را جایگزین ادبیاتی کنیم که در اغلب متون انتقادی فارسی وجود دارد. بارها مجبور شدیم مطالب رسیده را رد کنیم و یا فرایندی طولانی را با نویسندگان در جهت نزدیک کردن مطالب به ادبیات میدانی طی کنیم. در این فرایند شاید بسیاری از ما رنجیده باشند. اما امروز و بعد از ۲ سال فکر می‌کنیم در ساختن ادبیات «میدان» تا حد زیادی موفق بوده‌ایم.

در طراحی سایت هم سعی داشتیم همین نگاه را پیاده کنیم. دسترسی آسان به مطالب و راحت‌خوان کردن مطالب مسئله اصلی بود که در طراحی میدان به آن توجه داشتیم.

میدان قصد داشته یک رسانه انتقادی باشد، از سطح گزارش صرف رویدادها فراتر برود و صادقانه دست روی موضوعاتی بگذارد که مهم می‌شمارد. همواره می‌خواستیم از مرکزگرایی رسانه‌های جریان اصلی فاصله بگیریم. اما باید اعتراف کنیم که تاکنون در این کار چندان موفق نبوده‌ایم؛ بخشی از مشکل به این دلیل است که منابع خبری نیز، همچون دیگر منابع، عموما بر تهران و دیگر شهرهای بزرگ متمرکز است. از سوی دیگر اینکه چگونه توجه‌ خودمان و دیگران را به موضوعاتی جلب کنیم که عادت کرده‌ایم به آنها فکر نکنیم، چالشی است که در این دوسال با آن درگیر بوده‌ایم.

در آغاز سومین سال میدان، همچنان معتقدیم که مسیری که در آن قدم گذاشته‌ایم، علیرغم کاستی‌ها و چالش‌های آن، مسیر درستی است. اما پیمودن این راه به تنهایی از ما برنمی‌آید و نیازمند مشارکت کسانی است که دغدغه‌هایی مشابه دارند، پس از شما می‌خواهیم که در این راه همراه ما باشید و به میدان بیایید.

«اراذل و اوباش»؛ اصطلاحی که به اشتباه استفاده ‌کردیم

روز شنبه ۲۹ خرداد گزارشی را با عنوان «جذب روزانه اراذل و اوباش برای مقابله با سدِ معبر» در میدان بازنشر کردیم. فارغ از محتوا و موضوع، در گزارش، همین‌طور در تیتر اصلی آن، از اصطلاح «اراذل و اوباش» استفاده شده بود، اصطلاحی که در سال‌های گذشته به کرات برای بازداشت افرادی به کار می‌رود که انگار چیزی بیشتر از یک فرد مجرم هستند و از این‌رو برخورد خشونت‌آمیز نامعمول با آن‌ها، حتی قبل از اعلام جرم و حکم قضایی، موجه است.

وقتی از برچسب «اراذل و اوباش» برای بازداشت فردی استفاده می‌شود، برخوردهای خارج از قانون با او نه تنها مذموم و ناپسند نیست، بلکه گویی فرض بر آن است که چنین برخوردهایی عین برگرداندن نظم و امنیت به جامعه بوده و مجریان آن سزاوار تشویق و ستایشند.
تصویری که رسانه‌های اصلی و نهادهای مسئول از «اراذل و اوباش» ساخته‌اند، تصویر هیولایی «وحشتناک» است، نه انسان مجرمی که از هنجارها و یا قوانین موجود در جامعه تخطی کرده است. در واقع ترسیم تصویر وحشتناک از «اراذل و اوباش» در سطح جامعه برخورد وحشتناک‌تر با آن‌ها را حتی در ملا عام امکان‌پذیر و قابل توجیه کرده است.

کسی که از «اراذل و اوباش» است، چون همه‌ی صفات «بد» (دقیقا کدام صفات؟ به همین اندازه گنگ) را در خود دارد، دیگر انسان نیست و به همین دلیل باید از سطح جامعه انسانی به هر شکلی اخراج و طرد شود. این پافشاری بر ترسیم تصویر وحشتناک از «اراذل و اوباش» به عنوان قاتلان (نه مجرمان) هنجارها، ارزش‌ها و قوانین جامعه و به تبع آن نمایش مجازات آنها نه در دادگاه بلکه در خیابان‌ها و کوچه پس کوچه‌های شهر، به ساخت معنایی از اصطلاح «اراذل و اوباش» منجر شده است که بیش از آنکه معنای «بزهکاری» و «کجروی اجتماعی» را در خود داشته باشد، معنای هیولای نا«اجتماعی» و «خطرناک»ی را دارد که که جامعه باید از شر آنها پاک شود.

برچسب «اراذل و اوباش» بیش از آنکه به واقعیتی اشاره کند، یک خط تبلیغاتی نهادهای قدرت را درباره بخشی از جامعه پیش می‌برد. به همه این دلایل، بهتر بود از این اصطلاح در میدان استفاده نمی‌کردیم یا حداقل با دقت و وسواسی بیشتر مثلا آن را در گیومه می‌گذاشتیم، یا شاید واژه‌‌ دیگری مانند «بزهکار» را به کار می‌بردیم.

در بسیاری از واژه‌ها و اصطلاحاتی که روزمره به سادگی استفاده می‌کنیم، چکیده انبوهی از روابط قدرت و روندهای تاریخی فشرده شده، امیدواریم در میدان بتوانیم با حساسیتی بیشتر، در آنچه در پس واژه‌هاست دقیق شویم.

پشت توئیتر میدان یک انسان است؟ بله.

میدان بیش از هر شبکه اجتماعی دیگری در «توئیتر» فعال است؛ سرعت و سادگی به روزرسانی، ارتباط مداوم و دو طرفه با مخاطبان و محوریت متن، می‌تواند دلایل خوبی برای این حضور باشد اما فارغ از این دلایل چیزهای دیگری هم هستند که ترغیب‌کننده اهمیت این فضا هستند؛ خیلی‌ها توئیتر را محل مونولوگ و بلندبلند فکرکردن می‌دانند؛ صد و چهل کاراکتر و بنگ. تمام. ایجاز و اختصار نه فقط باعث شده که کاربران تلاش کنند تمامی آنچه می‌خواهند منتقل کنند را خلاصه کنند بلکه موجب آن شده که شکلی از طنز و رندی در تمامی تایملاین به چشم بخورد؛ ضرب‌المثل‌های آینده از اینجا خواهند آمد؛ جایی که کنایه و استعاره و طنز، و کوتاهی جملات به هم گره خورده‌اند.
این حضور اگرچه برای کاربران عادی بی‌حدوحصر ( تنها با رعایت صد و چهل کاراکتر) میسر شده است؛ برای شخصیت‌های حقوقی موجبات دردسر است؛ به عنوان یک وب‌سایت خبری – تحلیلی در توئیتر باید چگونه نوشت؟ تیتر یا برگزیده‌ای از متن و لینک و تمام؟ این ساده‌ترین روش است؛ روشی که در بسیاری زمان‌ها توسط میدان نیز رعایت شده‌ ست؛

اما این دقیقا همان کاری است که اسکریپت‌های ساده برنامه‌نویسی وب می‌توانند میسرش کنند؛ کافی است افزونه‌ای به سیستم مدریریت محتوا افزود که بگوید هربار وب‌سایت به روز شد «تیتر»، «اسم‌نویسنده» و آدرس را بفرست برای اینجا. کاری که اغلب وب‌سایت‌ها می‌کنند، و برای همین خیلی زود منتقل می‌شوند به لیست‌هایی که کاربران می‌سازند و هیچ‌گاه سراغشان نمی‌روند، هر کدام‌مان چند تایی از این لیست‌ها ساخته‌ایم؛ «اخبار» ، «وب‌سایت‌هایی که می‌خونم» و … تا کی «خبر» و یا «مطلب» مهم و یا مناقشه‌برانگیزی بخت ِ ریتوئیت یابد و به تایملاین بازگردد.

چند توئیت توانستند نظم حاکم بر این رخوت و دورافتادگی میدان  را بهم بزنند؛ انتقاد همراه با شوخی و طنز و با استفاده از ایموجی و …، مباحثه با اکانت‌ «روابط عمومی» یک ارگان بزرگ مثل شهرداری تهران، دیالوگ با معاون امور زنان ریاست‌جمهوری بر سر طرح عقیم کردن زنان و … از آن دسته بودند.

این نشانه‌ها هم با استقبال کاربران مواجه شدند؛

و هم انتقادهایی برانگیخت؛

مشخصا اکانت ما در توئیتر نه توسط بچه‌ای چهارده تا شانزده ساله هک شده بود و نه گرداننده آن تغییر کرده بود. میدان بعد از یک سال تصمیم گرفته بود که در «مدیوم‌»های تازه، با ابزارها، زبان و شرایط حاکم بر آنان بنویسد و فعالیت کند.

ایموجی‌ها، گیف‌ها، استیکرها و سایر نشانه‌های تصویری، حالا نه شکلک‌های ناشناخته مسنجرها که بخشی از زبان گفتگوی روزمره مردم در فضای مجازی‌اند.ما می‌توانیم استفاده از آنان را نادرست بدانیم و رد کنیم، اما در دنیای واقعی، در گفتگوها و دیالوگ‌های جاری در چنین دنیایی، آن‌ها منابع ساده و دم‌دست انسان‌ها هستند برای انتقال پیام. رسانه‌ای که به منابع رایج انتقال پیام پشت کند، باید آمادگی شنیده نشدن را داشته باشد؛ ولو مهم‌ترین حرف‌ها را بزند. انتقال پیام در مدیومی جدید، با ابزارهای قدیمی نه نشانه‌ای از پویایی یک رسانه، که ناشی از ناتوانی آن در درک رسانه‌ای است که در آن حضور دارد.

در زمانه‌ای که طنز نه ابزار نقد وضعیت که بازیچه‌ای برای دست انداختن انسان‌های حاشیه‌ای شده است و در روزگاری که وب‌سایت‌های خبری و تحلیلی و روابط عمومی سازمان‌ها از سر ناتوانی در شرکت در گفتگوها، شنیدن نظرات و بازتاب دادن آن‌ها مجبورند از جیب ملت برای خرید فالوئرهای جعلی هزینه کنند، ما تلاش می‌کنیم تا در یک روند آهسته و پیوسته بیاموزیم که چطور می‌توان در این فضاها حضور داشت، موثر بود، گفت و شنید. ما در این محیط آموختیم که نمی‌توان نظرات و انتقادهای شهروندان را «مدیریت» کرد، باید آن‌ها را شنید و به گوش دیگران رساند، تا در تکرار از اشتباهات بعدی کاست. ما آموختیم که لازم نیست خبری را دزدید و از رسانه پخش کرد؛ کافی‌ست «ریتوئیت» کرد تا دیگران هم ببینند و باخبر شوند.
اشتباهات زیاد است و یا مسیرها تازه و عجیب و غریب؟ بله، پشت این اکانت انسان‌هایی نشسته‌اند، از شما می‌خواهیم که به دیالوگ با این انسان‌ها ادامه دهید. ما را پای خبرهای مهم و یا تصاویرتان از وقایع منشن کنید تا با همدیگر دست به انتشار هر آن چیزی بزنیم که باید به گوش دیگران برسد، روابط‌عمومی‌ها را وادار به پاسخگویی کند و مسئولان را ناچار کند که در تصمیم‌ها و روش‌هایشان تغییر ایجاد کنند.