بازار هیچ‌پوشان

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

سرمایه‌دارى

تعداد مطالب: 14

بازار هیچ‌پوشان

بازار هیچ‌پوشان

از کفش ایتالیایی «گوچی» تا «کانورس» از آب گذشته آمریکایی، از کیف پر زرق و برق «دی‌ اند جی» تا پیراهن‌های نازک و ساده‌ی «زارا»، از لباس‌ها مجلسی «ورساچه» تا کفش و پیراهن‌های نایکی و آدیداس...؛ این بازار نه چندان کوچک می‌تواند قلب "ریچ کیدز" تهران را بلرزاند. این لباس‌ها جان می‌دهند برای سلفی‌بازی.

تالار کوچک معروف‌ترین مارک‌های جهان، جایی در قلب تهران ساخته شده است. کیلومترها دورتر از سالن‌های مشهور مُد، جایی که خواب آن را هم طراحان لباس ندیده‌اند. تا امروز پای هیچ عکاس و نویسنده مجله مُدی به این بازار باز نشده است. در راهروهای باریک اینجا هیچ مدل لاغری با پاهای بلند و کشیده‌اش راه نرفته و هیچ تماشاچی مسخ شده‌ای با دهان باز برای عبور مُدل‌ محبوبش کف نزده است. کاسبان این بازار نه با تحریم و گرانی ارز خم به ابرو آوردند، نه حالا با توافق و روزنه‌های تازه تجارت در دلشان قند آب می‌شود. اینجا بوتیک هیچ‌پوش‌هاست.
حاکمیت تردد در شهر – بخش اول

حاکمیت تردد در شهر – بخش اول

زیرگذر چهارراه ولیعصر درابتدای سال گذشته افتتاح شد و همراه با خود مجموعه‌ای از اعتراضات و مباحث شهری و موضوع حق مردم بر شهر را پیش کشید. امیر طهرانی در متن زیر با دستمایه قرار دادن این زیرگذر تلاش کرده است که به ساختار اجتماعی و شهری تهران بپردازد. نویسنده این متن بر این باور است که مسئله تنها بر سر احداث یک زیرگذر نیست، بلکه او مجموعه مناسباتی را در نظر دارد که این زیرگذر تحت آنها تولید می‌شود و شیوه خاص حکمرانی در تهران را در پی می‌آورد. به عقیده طهرانی، پرداختن به این موضوع زمانی اهمیت می‌­یابد که صحبت از اجرای طرح‌های مشابه در میدان‌های مهم دیگر شهر نیز مطرح می‌شود. نمی‌توان با احداث یک زیرگذر در یک میدان یا یک چهار راه از ضایع شدن حق مردم به شهرشان سخن راند؛ بلکه در نظر گرفتن این زیرگذر در مقیاس بزرگ‌ترِ خیابان انقلاب و خیابان ولیعصر، که به سرعت در حالِ تغییرند، و کلان‌تر از آن، در مقیاس شهر تهران است که این بحث را معنادار می‌کند.

 
ما کافى نیستیم

ما کافى نیستیم

در جامعه سرمایه‌دارى، چیزها فقط تا آنجا (به منزله کالا) وجود دارند که چیزى بیش از خودشان باشند: موبایل براى آنکه یک موبایل باشد، باید درعین حال به دوربین هم مجهز باشد، باید بازى‌هاى کامپیوترى هم داشته باشد، در غیر این صورت هر چند هنوز «موبایل» نام دارد، اما رفته رفته از دور خارج مى‌شود. به عبارت دیگر، یک موبایل فقط تا آنجا یک موبایل است که چیزى بیش از موبایل باشد. این نکته در مورد بسیارى از چیزها/کالاهاى دیگر نیز صادق است: خودکارى که فندک هم دارد، دستگاه تلفنى که ساعت را هم نشان مى‌دهد و کوک هم مى‌شود، یا یک کارت اعتبارى اینترنت که چند ساعت اضافه هم دارد و البته وجود انواع جایزه‌ها و بخت آزمایى‌هایى که درون کالاها است نیز پیرو همین منطق است.