skip to Main Content
دو جنبش زیست‌بوم‌شناسی: یکی سطحی، دیگری عمیق و آینده‌نگر
۱ دی ۱۳۹۷
آرنه نس فیلسوف و کنشگر نروژی، که اصطلاح «زیست‌بوم‌شناسی عمیق» برساختۀ اوست، بین سال‌های ۱۹۱۲ تا ۲۰۰۶ زندگی کرد. او نه تنها روشنفکری پرآوازه، که همچنین شخصیتی الهام‌بخش برای کنشگران محیط‌زیستی سال‌های آخر قرن بیستم بود. نس دیدگاه زیست‌بوم‌شناسانۀ خود را با ایدۀ مقاومت غیرخشونت‌آمیز گاندی درهم آمیخته و در مواردی پرشمار به کنشگری روی آورد. از کتاب‌های او می‌توان «زیست‌بوم‌شناسی، اجتماع و شیوۀ زندگی» و «زیست‌بوم‌شناسی خردمندانه» را برشمرد.
بیشتر بخوانید
گفتگویی با پروفسور پیتر مولهاوسلر
زبان‌شناسی زیست‌محیطی
۲۸ مرداد ۱۳۹۷

پروفسور پیتر مولهاوسلر استاد بازنشستۀ زبان‌شناسی دانشگاه آدلاید استرالیا است. متولد فرایبورگ آلمان بوده و در آفریقای جنوبی (دانشگاه استلنبوش)، بریتانیا (دانشگاه ریدینگ) و استرالیا (دانشگاه ملی استرالیا) تحصیلات خود را انجام داده است. او در دانشگاه فنی برلین و نیز دانشگاه آکسفورد سابقۀ تدریس دارد.


مولهاوسلر از سال۱۹۹۲ استاد و عضو مؤسس رشتۀ زبان‌شناسی همگانی در دانشگاه آدلاید استرالیا بوده است. زمینه‌های اصلی پژوهش‌های او عبارتند از: زبان‌های پیجین و کریول، زبان‌های بومی استرالیا، دستور ضمایر، و زبان‌شناسی زیست‌محیطی. مولهاوسلر نویسندۀ یکی از نخستین کتاب‌ها در زمینۀ مطالعات زبان‌های کریول (زبان‌شناسی زبان‌های پیجین و کریول، ۱۹۸۶) است و همچنین دو کتاب در زمینۀ مطالعات زبان و محیط زیست دارد؛ کتاب اول گفتمان سبز: مطالعه‌ای بر گفتمان‌های زیست‌محیطی (۱۹۹۹) - به همراه رام هرِی و ینس بروکمایر - و کتاب دیگر او در این زمینه، زبانِ محیط زیست و محیط زیستِ زبان: دوره‌ای در زبان‌شناسی زیست‌محیطی (۲۰۰۳) است. او به همراه استیفن وورم و دارل ترایون اطلس زبان‌های ارتباط بینافرهنگی در اقیانوس آرام، آسیا و آمریکا (۱۹۹۶) را تألیف کرده است. مولهاوسلر در مجموعۀ بزرگ کتاب راهنمای زبان‌شناسی زیست‌محیطی روتلج به ویراستاری آلوین فیل و هرمین پنز (۲۰۱۷) مشارکت داشته است.


با توجه به تحقیقات میدانی خود در جزایر نورفوک، او همچنین در زمینۀ علوم قومی و به طور خاص در بوم‌شناسی قومی زبانی - مطالعۀ نام‌های گونه‌های گیاهی و جانوری در جوامع سنتی - پژوهش‌هایی داشته است. آنچه در ادامه می‌آید گفتگویی کوتاه با پیتر مولهاوسلر در رابطه با زبان‌شناسی زیست‌محیطی است.

بیشتر بخوانید
جاده‌کشی در بستر تالاب‌های خشکیده به جای تلاش برای احیای آنها
بی‌بختگان چه بختی؟
۱۷ بهمن ۱۳۹۴

نزدیک به 10 سال است که بخت از بختگان روگردانده و در این مدت کمتر صدای اعتراض مردم استان فارس شنیده شده. احداث سه سد روی منبع تغذیه تالاب کم نبود، هزاران حلقه چاه هم اضافه شد تا بختگان نفس‌های آخر را بکشد. اینها همه برای مرگ دومین تالاب بزرگ ایران کم نبود و پای جاده هم به منطقه باز شد تا تن پارک ملی بختگان دو نیم و فاتحه تالاب خوانده شود اما درد خشکیدن بختگان، نیمه جان‌شدن و مرگ دیگر تالاب‌های استان فارس کم‌کم جان مردم را به لب‌ آورد تا روی تن خیابان‌ها، جاده‌ها و گذرگاه‌های خاکی شهر و روستایشان نام بختگان را بنویسند، حقابه‌شان را طلب و به ساخت جاده در دل پارک ملی بختگان و در حاشیه تالاب اعتراض کنند. حالا عکس‌های بسیاری از شوره‌زار بختگان و  چهره کویرگون این تالاب در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود؛ تصاویری که با هورالعظیم،میانکاله ، هامون، پریشان و شادگان مو نمی‌زند؛ آنها هم تشنه قطره‌ای آبند و سال‌هاست گذر قایق‌ها را  روی بستر خود از یاد برده و آواز پرواز پرندگان مهاجر را نشنیده‌اند. بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی در هفته‌های گذشته، عکس پروفایل خود را به این نوشته تغییر داده‌اند: «بی‌بختگان، چه بختی؟» این عنوان کمپینی است که چندی پیش در روز جهانی تالاب‌ها به راه افتاد تا فریاد این تالاب همچون صدای اعتراض دریاچه ارومیه، رودخانه کارون و زاینده رود به گوش مسئولان برسد.

بیشتر بخوانید
Back To Top
🌗