skip to Main Content
نگاهی به بازار اجناس خیلی گران که ثروتمندان هم میل به خریدش ندارند
خرج بی‌پروای دارا
۲۳ آذر ۱۳۹۳
پاساژی که کت ۱۵ تا ۲۰ میلیونی می‌فروشد، باید هم جایزه قرعه‌کشی‌اش هواپیمای دونفره باشد. احتمالا صاحب پاساژ چک را با خودکار یک‌ونیم‌میلیونی یا خودنویس ۱۱ میلیونی امضا و در حالی که سعی می‌کند ساعت ۳۰۰ میلیونی‌اش معلوم‌تر باشد، از زیر کت‌وشلوار ۲۲ میلیونی آن را به برنده خوش‌شانس می‌دهد؛ برنده‌ای که نمی‌داند این هواپیمای لوکس را چه‌جوری به کلکسیون قایق‌های لوکس‌تر وصله کند.
کسی که درآمدهای چندهزارمیلیاردی دارد، میلیون برایش پول خرد است. اصولا کسی او را به‌درستی نمی‌شناسد؛ حتی جامعه‌شناس‌ها. چون آنها همیشه دغدغه طبقه متوسط را داشته و دارند. اما درصد کمی از جمعیت ایران با بقیه مردم فرق دارند. نوک قله ثروت نشسته‌اند و ساکن ده بالادستند. آب را گِل نمی‌کنند؛ چون مثل اهالی ده پایین نیازی به رود ندارند. آب معدنی می‌خورند. آنها بد نیستند، فقط با بقیه جمعیت ایران متفاوتند. آنها پولدارند و این نمایش ثروت چنان می‌کند که اغلب مردم، از خانه‌ها و ماشین‌های گران‌شان تعجب می‌کنند و مراکز خریدشان برای‌ دیگران شبیه جزیره‌ای جداشده از شهر است.
بیشتر بخوانید
یا چطور آموختیم با اپلیکیشن ِ تصویری نبینیم
انکشاف بچه‌ مایه‌دارهای تهران
۱۶ مهر ۱۳۹۳
گزارشی از المانیتور درباره صفحه‌ی اینستاگرام «بچه‌های پول‌دار تهران» فضای وب فارسی را به خود مشغول کرده‌ست؛ خیلی‌ها متعجب‌اند از دیدن تصاویری که عادت نداشته‌اند از «تهران» ببینند؛ ماشین‌های اسپرت عجیب و غریب، خانه‌ها و ویلاهایی مدرنی که باور آنکه در ایران هستند دشوار است، لباس‌هایی ناآشنا و …
خیلی‌های دیگر ماجرا را با پرسش‌هایی از دو طرف پیش برده‌اند؛ کسانی که می‌خواهند بدانند ثروتی چنین چطور و چگونه شکل گرفته‌ است و چرا میل به تصویر کشیدن را دارد؟ و دیگرانی که از تعجب‌ها حیرانند؛ مگر اوضاع تغییر پیچیده‌ای کرده‌ است؟
اما چرا هیچ‌کس پرسش اصلی را مطرح نمی‌کند؛ چرا همه‌ی ما با گزارشی از المانیتور متوجه ظهور نه چندان تازه‌ی طبقه/کاستی جدید در ایران (و شاید دقیقاً تهران) شده‌ایم؟
بیشتر بخوانید
Back To Top
🌗