ادبیات واقعی درباره بازندگان است

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

ادبیات

تعداد مطالب: 56

ادبیات واقعی درباره بازندگان است

ادبیات واقعی درباره بازندگان است

امبرتو اکو؛ فیلسوف رمان‌نویس. شاید او را در وهله اول با رمان‌هایش و بیش از همه با رمان نام گل سرخ بشناسیم، اما اکو گفته آخر هفته‌ها رمان می‌نویسد و باقی روزها را به فلسفه مشغول است. در نوشته‌های اکو تاریخ و فلسفه در هم می‌امیزند و زیبایی نقشی اساسی بازی می‌کند. شکست در آثار اکو موضوعی محوری است. او سادگی را ملال‌آور می‌داند و می‌گوید مردم نیز از چیزها ساده خسته‌اند. اکو از بازندگان می‌نویسد، چراکه این بازندگانند که از لذت دانش برخوردارند. دانش در پی شکست محقق می‌شود و برندگان سهمی از آن ندارند.
ابتذال خوش‌بینی

ابتذال خوش‌بینی

این نوشتار بخشی از کتاب جدید تری ایگلتون، روشنفکر عمومی، نظریه‌پرداز و منتقد ادبی است که در سپتامبر ۲۰۱۵ توسط انتشارات دانشگاه ویرجینیا منتشر شده است. او در این کتاب تأکید ویژه‌ای بر «امیدواری بدون خوش‌بینی» دارد. به باور ایگلتون، خوش‌بینی دشمن امید است؛ یعنی همان چیزی که بدان احتیاج داریم. آن هم درست به این دلیل که با امید می‌توانیم اعتراف کنیم که شرایط چقدر وخیم است. در حالی‌که خوش‌بینی در این خلاصه می‌شود که موانع پیش‌رو دست کم گرفته شود و در نهایت اعتماد به نفسی کاذب و بیهوده به فرد خوش‌بین دست می‌دهد.
«درخت انجیر معابد»، واپسین درنگ احمد محمود

«درخت انجیر معابد»، واپسین درنگ احمد محمود

«درخت انجیر معابد» آخرین رمان زنده‌یاد احمد محمود را می‌توان واپسین درنگ او بر پابرجایی چیزی از جنس‌‌ همان درخت انجیر معابد، در ذهنیت عمومی جامعه‌ای دانست که به خوبی می‌شناخت. او نزدیک به پنجاه سال نوشت تا کاری را که با داستان کوتاه «صبح می‌شه»، در سال ۱۳۳۴ آغاز کرده بود، با رفتار‌شناسی جامعه‌ای که پرستنده‌ی درخت انجیر معابد است به پایان برساند.

نقد در خلاء و فتیشیسم دقت

نقد در خلاء و فتیشیسم دقت

شکل خاصی از نقد ترجمه اساسش بر سنجش جمله به جمله ترجمه فارسی با متن انگلیسی است، و فهرست کردن اشتباهات مترجم در موارد خاص به نیت نشان دادن اشتباهات او، و گاه که آش شور میشود، خیانتش در امانت. نقد مهرداد رحیمی و احسان مصلحی به کار تعدادی از مترجمان در فیسبوک از همین جنس است. این مطلب تأملی است در چنین رویکردی به نقد ترجمه، با توجه به آخرین مورد منتشرشده از این نقد که هدفش دو کتاب از پیمان خاکسار است.  این مقاله نه توجیه میکند و نه تجویز، تأملی است در مسألهای که گریبانگیر هر مترجمی است و توجه فراگیر این روزها به این مورد خاص بهانهی خوبی است برای باز کردنش.
آیا می‌توان در لحظه زندگی کرد؟

آیا می‌توان در لحظه زندگی کرد؟

«اریگو بل/ میلانی/ زیست، نوشت، دل‌ باخت/ این روح/ چیماروزا، موتسارت/ و شکسپیر را/ تا حد پرستش دوست داشت.» این جمله‌ بر گور استاندال نویسنده‌ی کتاب جاودان «سرخ و سیاه» حک شده است. نویسنده‌ی این یادداشت آمدوشد میان هویت‌های متغیر را به مثابه «زندگی در لحظه» در نظر می‌گیرد و چنین گریزی از ملال را بخشی جداناشدنی از شخصیت و نویسندگی استاندال می‌شمارد.

تاریخ ِ سّری مُرده بر دار کردن سوار

تاریخ ِ سّری مُرده بر دار کردن سوار

در هفته‌ای که گذشت بازار نشر شاهد انتشار ده‌ها عنوان کتاب بود که پیش‌تر به دلایلی از انتشار و یا تجدید چاپ آن‌ها جلوگیری شده بود. گزارش امیلی امرایی برای سایت شبکه آفتاب در رابطه با تازه‌های کتاب را بخوانید