skip to Main Content
دموکراسی رادیکال هوشنگ گلشیری
۳۱ شهریور ۱۳۹۳

فرقی نمی‌کند گلشیری در باب انقلاب چه در سر داشت، نثر او تجسم لحظه گسست انقلابی است، تجسم موقعیتی است که در آن منطق برابری بر جمع حاکم می‌شود و به جای تکثر، سیاست (در این‌جا زبان) به همگان صدای واحد می‌بخشد. همین ایراد به منتقدان کنراد و ناباکوف و سلین نیز وارد است. آنان به محتوای اثر و حرف‌های خالقش متوسل می‌شوند، از سخنرانی ناباکوف درباره‌ی لنین یا متنی که سلین در دفاع از یهودستیزی نوشت مدد می‌گیرند و فاشیسم و نژادپرستی را در ادبیات کشف می‌کنند. این‌ها به نقد ربطی ندارد

بیشتر بخوانید
Back To Top
🌗