آشوب در آشوراده

آرشیو یادداشت‌های

گزارش

تعداد مطالب: 95

آشوب در آشوراده

آشوب در آشوراده

بالاخره آشوراده واگذار می‌شود. آب پاکی روی دستان طبیعت و حیات‌وحش ریخته شد. چندی پیش سرتیتر خبرگزاری‌های سراسر کشور به موضوع واگذاری تنها جزیره دریای‌خزر به مقاصد گردشگری اختصاص یافته بود. جزیره‌ای که در مرکز شبه‌جزیره میانکاله در شهرستان بندرترکمن، استان گلستان  قرار دارد.

آدم‌ها در شهر دودها

آدم‌ها در شهر دودها

سرفه‌های خشک و مکرر خبر از ناراحتی ریه صدها کودک در شهر می‌دهد. اینجا نگین سبز اصفهان است با کبدهای تعویضی، سرطان و ام اس و سکته‌های مغزی و قلبی. مردم در میان گلایه‌هایشان از حضور صنایع آلاینده می‌گویند و از مسؤولان تقاضای رسیدگی دارند. آنها می‌خواهند اطمینان پیدا کنند که حضور این صنایع در نزدیکی محل زندگی‌شان خطرآفرین نیست.

گفتمان گذار و آسیب‌شناسی اجتماعی در ایران

گفتمان گذار و آسیب‌شناسی اجتماعی در ایران

ابراهیم توفیق با نگاهی ژرف تر به کنکاش مبانی و پیش‌فرض‌های گفتمان گذار در جامعه ایران می‌پردازد و روشنفکران را به توجه بیشتر به ساز و کار سیاست و منطق بازار از طریق ایجاد دانش محوری علم اجتماعی دعوت می‌کند. وی با بیان این نکته که: «ما اکنون وضعیتی آنومیک را تجربه می‌کنیم که دانشمند علم اجتماعی توان توضیح آن را نخواهد داشت» اشاره به نواقص مباحث مطرح شده در شرایط کنونی دارد و در نهایت سیاست های اجتماعی به مثابه مهندسی اجتماعی عدالت محور، بر مبنای مباحثی دانش بنیان را راهکار موجود بیان می‌دارد. سخنرانی ابراهیم توفیق در انجمن جامعه‌شناسی ایران به تلاش گروه جامعه‌شناسی فقر، رفاه و سیاست اجتماعی انجام پذیرفت. شرح مباحث مطرح شده از سوی ایشان را در ادامه می‌خوانید.

 

روایت‌های متناقض از تنبیه عجیب دانش‌آموزان یک مدرسه

روایت‌های متناقض از تنبیه عجیب دانش‌آموزان یک مدرسه

 دانش‌آموزان افغان مدرسه (ح) پاکدشت ورامین، هفته گذشته را خوب نگذرانده‌اند؛ مدرسه‌ای که ویژه دانش‌آموزان اتباع این شهر است و حالا اتفاقی در آن افتاده که باعث شده دانش‌آموزان آن و پدر و مادرهایشان این مدرسه را دیگر دوست نداشته باشند؛ اتفاقی که مدیرکل اداره آموزش و پرورش پاکدشت آن را  به صورت دیگری تأیید می‌کند و مدیر مدرسه آن را از بیخ و بن، تکذیب.
ماجرا هفته گذشته اتفاق افتاد؛ وقتی آقای ر، معلم کلاس سوم دبستان متوجه شد حمید و مرتضی و یاسین و محمدرضا، تکالیفشان را انجام نداده و کتابهایشان را با خود به کلاس نیاورده‌اند. همین کافی بود تا آقای معلم، مبصر کلاس، امیرحسین را مامور کند تا آن ٤ نفر را به سرویس بهداشتی مدرسه ببرد، بالای سر آنها بایستد و آنها را مجبور کند تا دستشان را داخل کاسه توالت ببرند

خرج بی‌پروای دارا

خرج بی‌پروای دارا

پاساژی که کت ۱۵ تا ۲۰ میلیونی می‌فروشد، باید هم جایزه قرعه‌کشی‌اش هواپیمای دونفره باشد. احتمالا صاحب پاساژ چک را با خودکار یک‌ونیم‌میلیونی یا خودنویس ۱۱ میلیونی امضا و در حالی که سعی می‌کند ساعت ۳۰۰ میلیونی‌اش معلوم‌تر باشد، از زیر کت‌وشلوار ۲۲ میلیونی آن را به برنده خوش‌شانس می‌دهد؛ برنده‌ای که نمی‌داند این هواپیمای لوکس را چه‌جوری به کلکسیون قایق‌های لوکس‌تر وصله کند.
کسی که درآمدهای چندهزارمیلیاردی دارد، میلیون برایش پول خرد است. اصولا کسی او را به‌درستی نمی‌شناسد؛ حتی جامعه‌شناس‌ها. چون آنها همیشه دغدغه طبقه متوسط را داشته و دارند. اما درصد کمی از جمعیت ایران با بقیه مردم فرق دارند. نوک قله ثروت نشسته‌اند و ساکن ده بالادستند. آب را گِل نمی‌کنند؛ چون مثل اهالی ده پایین نیازی به رود ندارند. آب معدنی می‌خورند. آنها بد نیستند، فقط با بقیه جمعیت ایران متفاوتند. آنها پولدارند و این نمایش ثروت چنان می‌کند که اغلب مردم، از خانه‌ها و ماشین‌های گران‌شان تعجب می‌کنند و مراکز خریدشان برای‌ دیگران شبیه جزیره‌ای جداشده از شهر است.