آق‌قلا دوباره زیر آب

آق‌قلا دوباره زیر آب

در روزهایی که نگرانی از سیلاب در جنوب استان خوزستان توجه‌ها را به خود جلب کرده، اعلام وضعیت اضطراری در آق‌قلا در استان گلستان خبری نبود که کسی انتظار شنیدنش را داشته باشد؛ اما با بارندگی‌های اخیر، ذوب‌شدن برف ارتفاعات و طغیان رودخانه‌های گلستان به‌ویژه گرگان‌رود،...
مرداب در گلستان

مرداب در گلستان

 ورق‌های شناسنامه‌های امدادی سیاه می‌شود اول از گلستان شروع شد. سیلی که کسانی نامش را سیل «مهربانی» گذاشتند و به قول محلی‌ها شد جایی برای عکس گرفتن و تبلیغ «مهربانی»، اما برای مردمان گنبد، آق‌قلا و گمیشان تجربه‌ی «از دست رفتن» بود. ۲۳روز بعد از آمدن سیل به آق‌قلا و...
اجازه تحصیل با سفر به کیش و کابل

اجازه تحصیل با سفر به کیش و کابل

«سال‌هاست ایران زندگی می‌کنم، خودم را فرزند این آب و خاک می‌دانم اما وقتی دانشجو شدم، فهمیدم ایرانی‌ها هنوز ما را نپذیرفته‌اند. تفاوت‌های زیادی بین من و یک دانشجوی ایرانی وجود دارد؛ تفاوت‌هایی که شاید خیلی از شماها درباره‌اش ندانید.» اینها حرف‌های احمد، دانشجوی...
مرثیه‌ای برای آدم‌های تنها

مرثیه‌ای برای آدم‌های تنها

هیچ کس نمی‌داند در آن خانه بی‌پلاک بلوار بوستان چه گذشت. هیچ کس نمی‌داند، نه آن مردی که نیمه شب زمستان می‌رفت سمت خانه‌اش و زن و مردی راهش را بستند و کمک خواستند برای فرزند بیمارشان و آن مرد، رفت به خانه‌ای که «هیچ چیز» نداشت جز چند دست رختخواب کثیف و یک کمد شکسته و...
نام زندگان محفوظ است

نام زندگان محفوظ است

«کارگر معدن، کارگر معدن را با لباس کارش می‌شناسه. مهدی را هم از روی لباسش شناختم، روش نوشته بود نیک‌کالا.» دست‌هایش را دو پرانتزِ باز می‌‌کند و با فاصله از دو سمت شقیقه‌اش روی هوا نگه می‌دارد: «سرهای‌شان شده بود این هوا. شش روز از انفجار گذشته بود که بهشان رسیدیم، جز...
دام‌های تشنه، زورق‌های واژگون

دام‌های تشنه، زورق‌های واژگون

آن روز صبح که باد شن‌های کف دریاچه‌ هامون را از جا می‌کند، آقای اکبر کیخا ناگهان دوید لای گله‌ گوسفندها. بره‌ای یکی‌دوماهه را با یک دست بلند کرد و گفت: «همین دیروز شش تا از این بره‌ها را سر بریدم. به بزرگ‌کردنشان نمی‌ارزه. اگر نکشم، فردا، پس‌فردا از تشنگی و گرسنگی...