skip to Main Content
به بهانه سیل‌های اخیر در کشور
حوادث طبیعی چه قدر طبیعی‌اند؟
۳۱ فروردین ۱۳۹۵
اگرچه بلایای طبیعی قابل پیشگیری نیستند، اما شاید بتوان از خسارات آنها کاست. سهم انسان و سیاستهای محیط‌زیستی ما در این خسارتها چیست؟ آیا می‌شد سیل اخیر در لرستان و خوزستان اتفاق نیافتد و یا خساراتی با این ابعاد نداشته باشد؟
بیشتر بخوانید
بررسی سیاست تولید و واردات خودروِ سواری دیزلی
تب دیزل
۳۰ فروردین ۱۳۹۵

در اروپا از فریبِ خودروسازها سخن می‌گویند؛ از اینکه بیست سال به مردم گفتند خودرو دیزلی از خودرو بنزینی برای محیط‌زیست بهتر است اما حالا بسیاری این ادعا را رد می‌کنند. این‌سو، دولتِ ایران از سال ۱۳۸۷ از تولید و وارداتِ خودروی سواری دیزلی حمایت می‌کند.

بیشتر بخوانید
ماجرای بودجه ریزگردها
رقابت پرگرد و غبار سیاسی با سوژه محیط زیست
۲۹ فروردین ۱۳۹۵
محیط‌زیست در ایران محل نزاع گروه‌های سیاسی در درون ساختار سیاسی شده است؛ نزاعی که مردم هزینه آن را می‌پردازند. از توزیع بنزین غیراستاندارد که شاخص هوای پاک تهران را برای هفته‌ها و ماه‌ها به رنگ قرمز درآورد تا معضل ریزگردها در اهواز و دیگر شهرها که زندگی روزمره را برای مردم دشوار کرده است.
بیشتر بخوانید
کشاورزی استان به خاک سرخ نشست
۱۳ اسفند ۱۳۹۴
یک کشاورز برای کاشت محصول خود یک روند طولانی و دشوار را طی می‌کند، در خوزستان افزون بر مشکلاتی که برای کشاورزان پیش می آید، چند سالی است که بحران ریزگرد‌ها هم زیان‌های سنگینی را بر آنها تحمیل می‌کند.‌

کشاورزان پس از آسیب دیدن از این پدیده مجبورند پیگیر دریافت خسارت از بیمه شوند که این هم شرایط خاص خود را دارد و سبب می‌شود مزرعه‌داران بخش زیادی از زیانی را که می‌بینند بدون جبران قابل توجهی متحمل شوند. طبق بررسی‌های انجام شده در یک روند ۱۰ ساله از سال ۸۰ تا ۸۹ سال ۸۸ دارای بیشترین گردوخاک بوده و در این سال خوزستان به عنوان بزرگ‌ترین تولید‌کننده خرمای کشور کاهش ۶۰ درصدی خرما را داشته است.
بیشتر بخوانید
جاده‌کشی در بستر تالاب‌های خشکیده به جای تلاش برای احیای آنها
بی‌بختگان چه بختی؟
۱۷ بهمن ۱۳۹۴

نزدیک به 10 سال است که بخت از بختگان روگردانده و در این مدت کمتر صدای اعتراض مردم استان فارس شنیده شده. احداث سه سد روی منبع تغذیه تالاب کم نبود، هزاران حلقه چاه هم اضافه شد تا بختگان نفس‌های آخر را بکشد. اینها همه برای مرگ دومین تالاب بزرگ ایران کم نبود و پای جاده هم به منطقه باز شد تا تن پارک ملی بختگان دو نیم و فاتحه تالاب خوانده شود اما درد خشکیدن بختگان، نیمه جان‌شدن و مرگ دیگر تالاب‌های استان فارس کم‌کم جان مردم را به لب‌ آورد تا روی تن خیابان‌ها، جاده‌ها و گذرگاه‌های خاکی شهر و روستایشان نام بختگان را بنویسند، حقابه‌شان را طلب و به ساخت جاده در دل پارک ملی بختگان و در حاشیه تالاب اعتراض کنند. حالا عکس‌های بسیاری از شوره‌زار بختگان و  چهره کویرگون این تالاب در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود؛ تصاویری که با هورالعظیم،میانکاله ، هامون، پریشان و شادگان مو نمی‌زند؛ آنها هم تشنه قطره‌ای آبند و سال‌هاست گذر قایق‌ها را  روی بستر خود از یاد برده و آواز پرواز پرندگان مهاجر را نشنیده‌اند. بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی در هفته‌های گذشته، عکس پروفایل خود را به این نوشته تغییر داده‌اند: «بی‌بختگان، چه بختی؟» این عنوان کمپینی است که چندی پیش در روز جهانی تالاب‌ها به راه افتاد تا فریاد این تالاب همچون صدای اعتراض دریاچه ارومیه، رودخانه کارون و زاینده رود به گوش مسئولان برسد.

بیشتر بخوانید
Back To Top