درباره انتشار پی‌دی‌اف جلد دوم سرمایه

آرشیو یادداشت‌های

فرهنگ

تعداد مطالب: 578

درباره انتشار پی‌دی‌اف جلد دوم سرمایه

درباره انتشار پی‌دی‌اف جلد دوم سرمایه

چند روز پیش فایل پی‌دی‌اف ترجمه جلد دوم کتاب سرمایه که توسط حسن مرتضوی ترجمه و توسط انتشارات لاهیتا منتشر شده بود روی اینترنت منتشر شد. انتشار این اثر به صورت رایگان روی اینترنت تنها سه هفته بعد از انتشار نسخه چاپی کتاب و بدون اجازه مترجم و ناشر اثر انجام شد. این اتفاق بحث‌های زیادی را در فضای مجازی به وجود آورد. برخی با استناد به مبحث کپی‌لفت از انتشار این اثر حمایت کردند و برخی دیگر هم به دلیل ضربه به مترجم و ناشر مستقل اثر به این عمل انتقاد کرده‌اند.
یادداشت پیش رو نقد حسن مرتضوی مترجم کتاب سرمایه‌ است که به نقد انتشار نسخه پی‌دی‌اف این اثر پرداخته است.
تاراج بزرگ کتاب

تاراج بزرگ کتاب

بین سال‌های ۱۹۴۸ تا ۱۹۴۹ سی هزار جلد کتاب، نسخه‌ی خطی و روزنامه از بیت‌المقدس غربی و چهل هزار جلد کتاب از مناطق شهری مانند یافا، حیفا و ناصره به غارت رفت. بسیاری از این کتاب‌ها را هنوز هم می‌توان در مجموعه ملی اسرائیل با برچسب «اموال رهاشده» یافت.
وضعیت علم و دانشگاه در ایران

وضعیت علم و دانشگاه در ایران

در ایران وضعیت به گونه‌ای دیگر است. از سویی علم به تکنولوژی صرف تقلیل داده می‌شود و گونه‌ای تکنولوژی‌گرایی افسارگسیخته تبلیغ می‌شود و از سوی دیگر علوم انسانی زیر فشار قرار می‌گیرند و به هدف اتهاماتی از این قبیل که آنها غیراخلاقی یا حتی ضداخلاقی هستند و سبب گمراهی هستند، بدل می‌شوند. خلاصه کلام هم علوم دقیقه رها شده‌اند هم علوم انسانی. تنها به تقدیس نوعی تکنولوژی‌گرایی بسنده می‌شود. جالب اینجاست که وقتی از کسانی که علوم انسانی را نقد و طرد می‌کنند می‌پرسیم چه جایگزینی دارید جواب مشخصی نمی‌دهند. منصف‌ترین‌شان می‌گویند در حال کوشش‌ایم، می‌خواهیم در آینده چیز دیگری بسازیم. وقتی به محتوای نقدشان نگاه می‌کنیم می‌بینیم آرای یکی از متفکران غربی ـ غربی که همه‌چیزش را بد می‌دانند ـ را دستمایه حمله تمام عیار به هر آنچه خود شر می‌انگارند، قرار می‌دهند. یکی از نتایج زیر فشار گذاشتن علوم انسانی همان‌طور که گفتم کور کردن مسیر علوم دقیقه‌ است. امری که این علوم را به تکنولوژی صرف بدل خواهد کرد. فارغ از اینکه این رویکرد چه پیامدهای خطرناکی خواهد داشت. یک نتیجه بی‌هدفی حتی در قبال همین تکنولوژی‌ای که تبلیغ می‌شود آن است که دانشجویانی که در دانشگاه‌های ما فقط از حیث تکنولوژیک تربیت می‌شوند سریع مهاجرت می‌کنند. خود می‌گویند ظرفیتی برای استفاده از آنان نیست اما معلوم است که فرد تکنولوژی‌دوست به جایی می‌رود که تکنولوژیک‌تر باشد. اگر این دانشجویان آموزش علوم انسانی می‌دیدند در مهاجرت کمی بیشتر تامل می‌کردند. زیرا دست‌کم از لحاظ زبان و فرهنگ به ایران وابسته می‌بودند. اینان در صورت مهاجرت نیز باز از طریق زبان و فرهنگ به علاقه خود را به مسایل اینجا حفظ می‌کردند.

سکوهایی عاری از مردم

سکوهایی عاری از مردم

نویسنده: الی شاپیرو | در سال‌های منتهی به جام‌جهانی 2010 در آفریقای‌جنوبی، کارگران ورزشگاه‌های در حال ساخت مسابقات سلسله‌ای از اعتصابات غیررسمی به راه انداختند. کارگران در ورزشگاه‌های سرتاسر کشور، از کیپ‌تاون و دوربان تا ژوهانسبورگ، ابزارهای خود را بر زمین نهاده و خواستار سهمی بیشتر از میلیاردها دلاری بودند که از خزانه دولت و برای ارتقای زیرساخت‌ها سرمایه‌گذاری شده بود؛ پروژه‌هایی که به پیمانکاران اغلب خارجی بخش خصوصی محول شده و سودهایی فزاینده در روند آماده‌سازی جام‌جهانی نصیب آنان ساخته بود. کارگران ساختمانی جام‌جهانی با نبردی موفقیت‌آمیز در راه افزایش دستمزدها و کسب امتیازاتی دیگر، پیام مبارزات کارگران فقیر آفریقای‌جنوبی را به گوش جهانیان رساندند.
بامداد خمار جام‌جهانی

بامداد خمار جام‌جهانی

کتاب مقدس اهالی فوتبال مجموعه قوانین و مقرراتی است که حکم ۱۰ فرمان این آیین را دارد و توسط کاهنان فیفا تنظیم شده؛ قوانینی که تخطی از آنها می‌تواند حتی گاهی یک ملت را از شرکت در بزرگ‌ترین گردهمایی عشاق این آیین جدید محروم کند، فیفا نهادی است که حتی دولت‌ها نیز یارای مقابله با آن را ندارند. بازیکنان حرفه‌ای فوتبال در دنیا که در چشم مردم عادی به فوق‌ستاره‌های سینمایی می‌مانند، بیش از هرچیز دیگر به راهبان دیرهای قرون وسطی شباهت دارند، فارغ از دقایق کوتاهی که در رسانه‌ها ظاهر می‌شوند، حداقل در دوران ورزش حرفه‌ای خود مجبورند که با حفظ قواعد سفت‌وسختی، زاهدانه از بدن خود حراست کنند، غذاخوردنشان کنترل‌شده است، روزانه باید دوبار تمرین کنند و هفته‌ای حداقل دوبازی سخت در پیش دارند، شب‌ها باید زود بخوابند و صبح‌ها زود بیدار شوند، حتی از تعطیلات مردم عادی نیز برخوردار نیستند، در لیگ جزیره، حتی خبری از تعطیلات سال نو میلادی هم نیست، اینها البته هیچ‌کدام به معنی ستایش از این سبک زندگی اسپارتی نیست، بلکه تنها شاهدی است بر صحت ادعای چدستر که فوتبال تا چه حد از جنس یک مذهب سفت‌وسخت است.می‌توان سیاهه‌ای از آیین‌ها و مناسک مشابه در مذاهب و فوتبال را ارایه کرد، قربانی‌کردن، نظام سلسله‌مراتبی، مناسک تشرف، اوراد و ذکرها، قوانین، ایثار و مواردی از این دست را می‌توان به‌گونه‌ای مشابه در فوتبال و سایر مذاهب یافت.

اشراف‌سالاری مترجمانه

اشراف‌سالاری مترجمانه

صالح نجفی در روزنامه «شرق»، سه‌شنبه 20 خرداد، نقدی بر ترجمه کتاب «هژمونی و استراتژی سوسیالیستی» نوشت که حاوی دلالت‌های روشنگرانه خوبی بود. از مترجم توانمندی مانند نجفی جز این انتظاری نیست. از همین‌رو، به خاطر این نکته‌سنجی‌های خوب باید از او سپاسگزار باشم. با وجود این، اجازه می‌خواهم نکاتی را درخصوص نقد صالح نجفی مطرح کنم. بخشی از ایرادات ویرایشی مانند کاربست نابجای ویرگول، خطای چشمی که موجب جایگزینی واژه‌ای مانند institutions به جای intuitions شده است یا در موردی دیگر «انقلابی» به‌جای evolutionary کاملا بجا و پذیرفتنی است. حتما جناب نجفی تخفیف داده‌اند و موارد دیگری که در متن وجود دارد را متذکر نشدند. اما هر کسی نداند، صالح نجفی می‌داند که این خطاها در متون ترجمه تا حدودی گریزناپذیر است. مگر به لطف چشمان ناظران متعددی که متنی ویراسته و پیراسته تولید شود. کافی است به ترجمه‌های بسیار خوب موجود نگاهی بیندازید. مواردی از این دست البته با شمارگان کمتر در آنها خواهید یافت. گاه این خطاها در برخی ترجمه‌ها بیشتر هم می‌شود، به این معنا که به دلیل خطای چشمی پاره‌هایی از متن از نظر دور می‌ماند و جملاتی مبهم حاصل می‌شود.

قصه هوموساکرهای مکتوب

قصه هوموساکرهای مکتوب

ارنستو لاکلائو، متفکر- نظریه‌پرداز- فعال سیاسی بزرگ پست‌مارکسیست آرژانتینی، چندی پیش از دنیا رفت. در 78 سالی که زیست، پست و بلند کم ندید: از آرژانتین تا فرانسه، از جنبش‌های پوپولیستی تا خیزش‌های دانشجویی، از ساخته‌شدن و فروریختن انواع و اقسام هویت‌های سیاسی تا بربادرفتن بسیاری امیدها برای تغییر واقعی و ریشه‌ای جهان، از خلق «دال‌های تهی» تا تشکیل «زنجیره‌های هم‌ارزی»، از کندوکاو در سیاهه مطالبه‌های برزمین‌مانده تا واکاوی پتانسیل‌های به خاک سپرده… باری، لاکلائو در چندین دهه پیکار پیگیر در پهنه نظریه و سیاست از حیث دست‌و‌پنجه نرم کردن با فاجعه‌ها کم و کسری نداشت، اما بی‌گمان در واپسین سال عمرش از وقوع یک فاجعه بی‌خبر ماند- فاجعه‌ای در کسوت خبری «خوب»: پس از نزدیک سه‌دهه از نخستین انتشار شاید مهم‌ترین کتابی که او همراه با «رفیق» ‌دیرینش در سال 1985 به سنت چپ و نظریه سیاست رادیکال هدیه کرد، سرانجام «هژمونی و استراتژی سوسیالیستی» ‌به زبان فارسی برگردانده شد. کتاب لاکلائو و شانتال موف آغازی کوبنده داشت: «تفکر چپ امروز بر سر دوراهی ایستاده است.» «حقایق بدیهی» گذشته زیر سؤال رفته‌اند- زمینی که آن حقایق در آن ریشه داشتند دستخوش شقاق شده و پاره‌پاره گشته؛ انبوهی از ناکامی‌ها و ناامیدی‌ها چونان بهمنی ویرانگر بر سر پویندگان و کوشندگان چپ فرود آمده ــ از بوداپست تا پراگ و کودتای لهستان، از کابل تا عواقب پیروزی کمونیست‌ها در ویتنام و کامبوج و … علامت سوال بزرگی که در دهه 80 – چند سال پیش از فروپاشی بلوک شرق – در برابر دیدگان نظریه‌پردازان و مبارزان چپ خودنمایی می‌کرد به معنا و مفهوم سوسیالیسم و راه‌های منتهی به آن مربوط می‌شد. البته لاکلائو و موف در کنار این شکست‌ها فهرستی از پدیده‌های مثبت جدید هم می‌آورند.

فوتبال برای سیاست یا سیاست برای فوتبال

فوتبال برای سیاست یا سیاست برای فوتبال

فوتبال را باید با اجزایش دید. تماشاگران، بازیکنان، مربیان و مردم. بگذارید فوتبال را برای لحظاتی از بنگاه‌های تجاری، صنعتی‌بودن و سلطه رسانه‌ها جدا کنیم و آن را در کوچه پس‌کوچه‌های شهرهای جهان ببینیم: امروز در جهانی که سیاست نامی برای مردم است، فوتبال چنان به زیست- فضای همه مردم جهان گره خورده که در میان آنها وفاداری و ایمان پدید آورده است.