سیاست هنر

آرشیو یادداشت‌های

رحمان بوذری

تعداد مطالب: 13

سیاست هنر

سیاست هنر

طی سال‌های اخیر ژاک رانسیر به یکی از بحث‌انگیزترین فیلسوفان فرانسه بدل شده است، از کتاب‌های زیادی که درباره او نوشته‌اند تا مقالات و شرح‌های گوناگون بر نظرات او در مجلات. رانسیر که کارهایش در دهه ٧٠ و ٨٠ میلادی اغلب حاشیه‌ای بود اکنون یکی از تأثیرگذارترین متفکران زنده بر هنرمندان و فعالان و نظریه‌پردازان است. نوشته‌های سیاسی او به جهت پیش‌فرض‌گرفتن اصل برابری بسیار مشهورند ولی در دهه گذشته کار فکری او بیشتر متمرکز بر زیباشناسی بوده است. اوج این تلاش را می‌توان در کتاب آخرش با عنوان «استسیس: ‌صحنه‌هایی از رژیم زیباشناسی هنر» دید که در آن بحث درباره نظریه زیباشناختی خود را بسط می‌دهد. رژیم زیباشناختی مفهومی جدلی است که رانسیر در تقابل با مقوله‌هایی به کار می‌برد که بسیاری از روایت‌های هنری تاریخ را شکل می‌دهد. در مصاحبه حاضر رانسیر درباره سیاست هنر، معنای دموکراسی و وضع هنر در دوره کنونی صحبت می‌کند: آیا هنر معاصر پتانسیل ایجاد گسست در جامعه و «توزیع مجدد محسوسات» را دارد؟
چگونه کتاب دیگران را به نام خودمان جعل کنیم

چگونه کتاب دیگران را به نام خودمان جعل کنیم

اگر سال‌های پایانی دولت محمود احمدی‌نژاد همراه بود با افزایش افشاگری مدارک دانشگاهی تقلبی، ماه‌های گذشته را اخبار نگران‌کننده حول تقلب در انتشار آثار در مقام مولف پر کرده است. رحمان بوذری در  یادداشت پیش رو که در روزنامه شرق منتشر شده است به یکی از این موارد می‌پردازد.

هوای آلوده ما را ملزم به احتیاط می‌کند

هوای آلوده ما را ملزم به احتیاط می‌کند

شرق : بحران ترجمه متون نظری در ایران دهه80، بیش از هر چیز متوجه نادیده‌گرفتن مخاطب است؛ متونی که نه برای مخاطب که به قصد ترجمه‌شدن، ترجمه می‌شوند؛ شاید بتوان نقیضه هنر برای هنر و نظایر آن را امروز «ترجمه برای ترجمه» عنوان کرد. ترجمه‌هایی برای هیچ‌کس، به نیت آشنایی مترجم با متن در دست‌ ترجمه. بحران نتیجه‌ای ندارد جز تولید متونی که پیش و بیش از خوانده‌شدن در قفسه‌های کتابفروشی خاک می‌خورند و بر فرض خریداری‌شدن نیازمند ترجمه‌ای دوباره و بلکه ده‌باره‌اند. بحران هیچ ربطی به سرانه پایین مطالعه در ایران و کتابخوان‌نبودن ما ایرانیان ندارد. هر چه هست، خبره‌ترین و حرفه‌ای‌ترین خواننده‌های متون نظری نیز در چنین آشفته‌بازاری نخریدن و نخواندن ترجمه‌های کنونی را به کار بی‌مزدومواجب خواندن متون مترجمان امروزی ترجیح می‌دهند. گفت‌وگوی حاضر را باید در پس‌زمینه این فضای مغشوش خواند؛ فضایی که بیش از خواننده، مترجم تولید می‌کند و بیش از مترجم. ناقلان کژتاب نظریه به فارسی.
بهروز صفدری سال‌هاست که در فرانسه ساکن است و درگیر معرفی جنبش سیتواسیونیست‌ها به فضای فکری ایران. آثار او می‌تواند نمونه‌ای ایجابی باشد از کار فکری ترجمه در فضای فعلی. وقتی 10سال پیش اثر مهم و تاثیرگذار گی دوبور، «جامعه نمایش»، را به فارسی ترجمه کرد، به‌رغم اقبال خوانندگان و مخاطبان، ایده‌های کتاب چندان که باید و شاید بسط نیافت. با این‌همه، او در معرفی جنبش «موقعیت‌سازان» به ایران صرف‌نظر از مقدمه مهمی که بر «جامعه نمایش» نوشت و ترجمه «تفسیری بر جامعه نمایش»، کتابی از رائول ونه‌گم، دیگر چهره مهم این جنبش، نیز به فارسی ترجمه کرد. تلاش او در ارایه ترجمه مقبولی از «اینک آن انسان» نیچه - پس از انتشار ترجمه مغلوط رویا منجم - با مقدمه‌ای از سارا کوفمن در شرح ایده‌های نیچه در این کتاب ستودنی است همچنین است ترجمه اثری از پیر اِبر سوفرن در شرح پیشگفتار «چنین گفت زرتشت» با عنوان زرتشت نیچه. صفدری در این گفت‌وگو از ایده‌های «جامعه نمایش» و فراز و نشیب ترجمه و انتشار آن می‌گوید؛ اثری مهم در نظریه رادیکال فرانسوی که اینک چاپ دوم آن بعد از سال‌ها با ویرایش جدید منتشر شده است.