کمپین‌های محیط زیستی؛ عصای جادویی یا ابزار جلب مشارکت؟

آرشیو یادداشت‌های

حمیدرضا میرزاده

تعداد مطالب: 9

فعال محیط‌زیست و روزنامه‌نگار

کمپین‌های محیط زیستی؛ عصای جادویی یا ابزار جلب مشارکت؟

کمپین‌های محیط زیستی؛ عصای جادویی یا ابزار جلب مشارکت؟

عیان شدن ابعاد مشکلات محیط زیستی نظیر کم‌آبی، آلودگی هوا، انباشت زباله و... برای مردم باعث شده تا در چند ماه گذشته، انواع کمپین‌ها و حرکت‌های جمعی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های دیگر به راه بیافتند و هر یک، درخواستی را برای مخاطبان خود مطرح کنند. گروهی مردم را دعوت به نوشیدن یک لیوان آب کمتر می‌کنند، گروهی دیگر از مردم می‌خواهند تا روزی یک قطره آب کمتر هدر دهند. جمعی از هنرمندان نسبت به پراکنده شدن زباله در طبیعت ابراز نگرانی می‌کنند و عده‌ای دیگر از مردم می‌خواهند روزانه ۵۰ گرم زباله کمتر تولید کنند. برخی کمپین‌ها نیز به دنبال راهکارهای غیرمستقیم می‌گردند و در یکی از موارد اخیر از مردم می‌خواهند تا به منظور کاهش مصرف آب در تولید گل و گیاه زینتی، خرید گل را کاهش دهند. بحث بر سر اینکه چنین کمپین‌هایی تا چه اندازه برای وضعیت فعلی محیط زیست ایران مفید هستند نیز به موازات برپایی آنها بین فعالان و کارشناسان محیط زیست و مخاطبان همین کمپین‌ها در جریان است؛ بحث‌هایی هم گاه به دنبال نفی کامل برخی از این حرکت‌ها است. مثلا برخی معتقدند برپایی کمپین برای کاهش خرید گل موثر نیست و به جای آن باید کاهش مصرف آب در کشاورزی و دامپروری را هدف قرار داد. برخی دیگر حضور هنرمندان و درخواست آنها برای پراکنده نکردن زباله در طبیعت را مورد نقد قرار می‌دهند و چنین رفتاری را نمایشی و بی‌تاثیر می‌خوانند. اما آیا کمپین‌های این‌چنینی در مهار مشکلات محیط زیستی نظیر کم‌آبی و یا انباشت زباله موثرند؟ آیا می‌توان از طریق چنین حرکت‌هایی به حل مشکلات امیدوار بود؟ پاسخ به این سوالات نیازمند بررسی دقیق و تفصیلی کمپین‌ها و مطالعه رفتار جامعه مخاطبان است. با این‌حال چند نکته درباره کمپین‌ها ضروری به نظر می‌رسد.

با یک ریاکاری محیط زیستی مواجه‌ایم

با یک ریاکاری محیط زیستی مواجه‌ایم

سال ۹۳ نقطه اوج طرح مسائل محیط زیستی در رسانه‌ها و افکار عمومی بود؛ افزایش آلودگی هوا در کلان‌شهرها، تداوم بحران‌های محیط زیستی از قبیل خشکسالی و کم آبی و تداوم بحران در دریاچه ارومیه یا واکنش‌های عمومی به خشک شدن رودخانه‌ها و تالاب‌ها و در روزهای پایانی مسئله جزیره آشوراده و کابوس ریزگردها در خوزستان. با رشد نمودهای قابل مشاهده‌ی تخریب محیط زیست، توجه‌ها به فعالیت‌ها و وظایف سازمان حفاظت محیط زیست و در راس آن معصومه ابتکار نیز فزونی گرفت. در همین رابطه و در جستجوی حلقه مفقوده واکنش‌ها به بحران‌های محیط زیستی سراغ حمیدرضا میرزاده روزنامه‌نگار و فعال محیط زیست رفتیم تا از او که سال‌هاست در مقام روزنامه‌نگار و فعال محیط زیست در این حوزه کنکاش کرده‌ست وضعیت را جویا شویم. میرزاده از سال ۱۳۸۶ در روزنامه‌های گوناگون در حوزه «محیط زیست» فعالیت داشته و سردبیر سایت سبزپرس  است. وی همچنین به طور تخصصی در حوزه محیط زیست در وبلاگ «سرباز زمین» می‌نویسد.

 
گردشگری در آشوراده؛ آری یا خیر؟

گردشگری در آشوراده؛ آری یا خیر؟

موافقت دولت با انجام یک پروژه گردشگری توسط سرمایه‌گذار بخش خصوصی در آشوراده در چند ماه اخیر بسیار بحث برانگیز شده‌است. بسیاری از فعالان محیط زیست نسبت به تخریب تنها جزیره دریای خزر پس از اجرای این پروژه هشدار داده‌‌اند. در مقابل حامیان طرح و به خصوص سرمایه‌گذار آشوراده معتقدند این منطقه هم‌اکنون ارزش محیط‌زیستی ویژه‌ای ندارد و چنین پروژه‌ای در راستای احیای این جزیره است.

حمیدرضا میرزاده در این یادداشت به بررسی این موضوع می‌پردازد و راهکارهایی برای حفاظت از این جزیره ارائه می‌دهد.

«لوراکس»؛ بیانی گویا از تخریب محیط زیست به دست سرمایه‌داری

«لوراکس»؛ بیانی گویا از تخریب محیط زیست به دست سرمایه‌داری

لوراکس، انیمیشنی یک ساعت و نیمه با موضوعی کاملاً محیط زیستی است که مخالفت ضمنی با سرمایه‌داری نیز در آن به خوبی مشخص و به تصویر کشیده شده است، اما اگرچه داستان لوراکس در نگاه اول، مستقیم و بدون هیچ گونه پیچیدگی، از نابودی منابع طبیعی و آسیب محیط زیست سخن می‌گوید، اما در لایه های زیرین داستان، جنبه‌ های دیگری از نظام‌ سرمایه‌داری نیز به تصویر کشیده می شود.