جام زهر در ماه عسل

آرشیو یادداشت‌های

حمیدرضا یوسفی

تعداد مطالب: 23

جام زهر در ماه عسل

جام زهر در ماه عسل

برنامه «ماه عسل» احسان علیخانی جنجال‌های زیادی درست کرده، از خواستگاری تحمیلی در برنامه زنده برای بچه‌های بهزیستی و مصاحبه با «پزر عروس» گرفته تا دستمزد چند ده میلیونی برای نشان دادن بدبختی. طرفداران برنامه می‌گویند ماه عسل گوشه‌های نادیده‌ای از جامعه را نشان می‌دهد اما منتقدانش معتقدند این برنامه با احساسات مخاطب بازی می‌کند و به اسم عسل جام زهر به کامش می‌ریزد تا پیامی نادرست درباره بدبختی و خوشبختی بدهد.
قتل ِ کتاب‌های محمدجعفر پوینده در بازار کتاب

قتل ِ کتاب‌های محمدجعفر پوینده در بازار کتاب

مقدمه: محمدجعفر پوینده در سال ۱۳۳۳ در اشکذر (استان یزد) متولد شد. در شش سالگی وارد دبستان شد و از ۱۰ سالگی همراه با تحصیل مشغول به کار شد. در سال ۱۳۴۹ دیپلم گرفت و در همان سال با بهترین نمرات در کنکور رشته حقوق‌ قضایی‌ دانشگاه تهران قبول شد. طی‌ دوران دانشگاه از فعالان مبارزات دانشجویی در برابر رژیم پهلوی بود. در سال ۱۳۵۳ برای ادامه تحصیل در رشته جامعه‌شناسی‌ وارد دانشگاه سوربن فرانسه شد و در ساله ۱۳۵۶ مدرک فوق لیسانس خود را از این دانشگاه دریافت کرد. طی‌ دوران تحصیل در فرانسه همراه با دانشجویان خارج از کشور به مبارزه ضد رژیم پهلوی ادامه داد و در شهریور ۱۳۵۷ همزمان با انقلاب به ایران بازگشت. پوینده از ۲۵ سالگی ترجمه آثار مختلف را از زبان فرانسه در زمینه جامعه شناسی ادبیات، فلسفه و اندیشه مارکسیستی شروع کرد و بیش از ۲۰ اثر به فارسی‌ برگرداند. پوینده هم چنین با فعالیت در کانون نویسندگان ایران، یکی از بنیانگذاران دوره سوم فعالیت کانون نویسندگان ایران به شمار می آید. پوینده در ۱۸ آذرماه سال ۱۳۷۷ از خانه خود خارج و دیگر به خانه بازنگشت. پس از دو روز جسد او در روستای بادامک شهریار (نزدیک به کرج) کشف شد. در این یاداشت -گزارش می‌کوشم این‌بار نه به چگونگی و چرایی کشته شدن محمد جعفر پوینده در ۱۸ آذر سال ۱۳۷۷، بلکه به چرایی عدم انتشار آثار او در بازار کتاب بپردازم؛ اینکه چرا آثار او پس از 17 سال جایی در بازار کتاب ایران ندارند؟ آیا این عدم انتشار مجدد آثار او به دلیل ممنوعیت و منع قانونی است یا که دلایل دیگری دارد.
آیا باید/ می توانیم از فاجعه حرف بزنیم؟

آیا باید/ می توانیم از فاجعه حرف بزنیم؟

آیا فجایعی که امروز در غزه در حال اتفاق افتادن است، با زبان قابل توصیف است؟ آیا زبان ما توانایی بیان خشونت، جنایت، کشتار، مرگ و هرآنچه که امروز در غزه اتفاق می افتد را دارد؟ آیا ما نمی خواهیم از غزه چیزی بگوییم یا محدودیت زبان به ما اجازه نمی دهد از غزه چیزی بگوییم؟ سکوتِ زبان در برابر فاجعه، یعنی زبان ناتوان تر از آن است که از فاجعه چیزی بگوید، اما در مقابل چه طور رسانه ها توانایی صحبت کردن از فاجعه را دارند؟