تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا؛ رضاشاه قهرمان ملی و سازنده ایران مدرن

آرشیو یادداشت‌های

حمیدرضا یوسفی

تعداد مطالب: 23

تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا؛ رضاشاه قهرمان ملی و سازنده ایران مدرن

تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا؛ رضاشاه قهرمان ملی و سازنده ایران مدرن

شعار «رضا شاه روحت شاد» که در تجمعات سال گذشته شنیده می‌شد، گویا نشان از میل شعاردهندگان به حضور قهرمانی یگانه برآمده از دل تاریخ می‌داد. اما سوژه‌ای که در ذهن شعاردهندگان ایجاد شده بود، ریشه در شکلی از تاریخ‌نگاری دارد. نوعی از تاریخ‌نگاری نخبه‌گرا که تداوم این ایده را تاکنون ممکن کرده است.

«بلوک تاریخی» به عنوان یک مفهوم استراتژیک

«بلوک تاریخی» به عنوان یک مفهوم استراتژیک

تحولات اخیر نشان داده است که امکان دستیابی به تغییر سیاسی و شکستن «نئولیبرالیسم واقعاً موجود» وجود دارد. این تحولات اهمیت سیاست «جبهه‌ای» را افزایش داده است. در چنین شرایطی، مفاهیمی مانند «بلوک تاریخی» گرامشی به ما امکان بازنگری سیاست از یک منظر استراتژیک را می‌دهند.

نیکوس پولانزاس و نقش دولت

نیکوس پولانزاس و نقش دولت

نیکوس پولانزاس، در مقام یک مارکسیست، مشخصاً با دیدگاهی مقابله می‌کند که دولت را به عنوان «سوژه»‌ای در نظر می‌گیرد که خودخواهانه اراده خود را بر طبقات اجتماعی تحمیل می‌کند. ایده‌ای که دولت را از طبقات اجتماعی جدا می‌کند به نظر پوچ می‌رسد. پولانزاس همچنین با آنچه یک «افراط» دیگر می‌نامد مقابله می‌کند: رویکرد ابزارانگارانه به دولت.
گرامشی؛ یک تفکر جهانی

گرامشی؛ یک تفکر جهانی

پس از گذشت سه ربع قرن از مرگ گرامشی، مخاطب یادداشت‌های زندان همچنان همه کسانی‌اند که دست از پیداکردن راه‌های رسیدن به یک دنیای ممکن دیگر نکشیده‌اند. عجیب آنکه مخاطب یادداشت‌های زندان حتی آن کسانی هم هستند که می‌کوشند از تولد این دنیای دیگر جلوگیری کنند.
اصلاح طلبی ملکی و «اصلاح‌طلبان» امروز

اصلاح طلبی ملکی و «اصلاح‌طلبان» امروز

مواجهه انتقادی خلیل ملکی با سیاست‌های حزب توده باعث شده برخی از او به عنوان اصلاح‌طلبی منتقد در مقابل جریان‌های چپ یاد کنند. اما آیا آن‌گونه که برخی تلاش دارند، می‌توان میان اصلاح‌طلبی ملکی با آنچه در بستر سیاست امروز ایران «اصلاح‌طلبی» نامیده می‌شود، ارتباطی برقرار کرد؟
نباید به امید دولت‌ها نشست

نباید به امید دولت‌ها نشست

به مناسبت روز جهانی کارگر با «کمال اطهاری» کارشناس و پژوهشگر اقتصادی درباره وضعیت طبقه کارگر در دولت یازدهم مصاحبه‌ای انجام شده است. اطهاری با تاکید بر نظام ناکارآمد اقتصاد ایران از یک سو و انفعال روشنفکران در ارائه یک برنامه منسجم عینی برای بهبود وضعیت کارگران، وضعیت طبقه کارگر در ایران را بحرانی توصیف می‌کند.

حکایت زوالِ‌ اخلاقی یا همان تاریخ‌نگاری دولتی

حکایت زوالِ‌ اخلاقی یا همان تاریخ‌نگاری دولتی

سریال «معمای‌شاه» عنوان مجموعه‌ تاریخی تلویزیونی است که داستان زندگی محمدرضا پهلوی را پیش از به قدرت رسیدن تا انقلاب ۱۳۵۷ به تصویر می‌کشد. این سریال با حضور ۸۰ بازیگر اصلی، ۵۴۰ بازیگر فرعی و بیش از ۵۶۰ نفر از عوامل سینما و تلویزیون با یک بودجه میلیاردی و چندین کارشناس تاریخ معاصر ایران، ادعا می‌کند روایتی حقیقی و متفاوت از روایت‌های کلیشه‌ای از تاریخ معاصر ایران و شخص محمدرضا پهلوی ارائه داده است، اما با آغاز پخش این سریال از شبکه‌ی یک صدا و سیمای ایران و پخش چند قسمت از آن، به نظر می‌رسد این سریال نیز هم‌چون سریال‌های تاریخی دیگر روایتی از تاریخ معاصر ایران ارائه می‌دهد که چیزی جز همان روایت کلیشه‌ای سابق نیست.

وقتی مرگ، اشرف پهلوی را از دستِ تاریخ نجات می‌دهد

وقتی مرگ، اشرف پهلوی را از دستِ تاریخ نجات می‌دهد

مرگ اشرف پهلوی، خواهر دوقلوی محمدرضا پهلوی، به ساخت چهره‌ای قهرمانانه از او در رسانه‌های مختلف فارسی زبان دامن زد. چگونه در لحظه مرگ اشرف پهلوی تمامی تاریخ به یکباره به تعلیق در می‌آید و در کمتر از ۲۴ ساعت اشرف پهلوی آن هم نه در دوران حیات ۹۶ ساله خود بلکه ساعاتی پس از مرگ به عنوان فردی بزرگ، قدرتمند، زنی مبارز و عاشق سرزمین مادری خود معرفی می‌شود. در یاداشت پیش رو حمیدرضا یوسفی به واسطه‌ی مرگ اشرف پهلوی به بررسی مکانیسم قهرمان سازی پس از مرگ و میل به گذشته‌ی تاریخی سپری شده در جامعه‌ی ایران می‌پردازد.

چیزی تغییر نمی‌کند، ولی ما می‌خندیم!

چیزی تغییر نمی‌کند، ولی ما می‌خندیم!

پیشتر در میدان یادداشتی با عنوان عنوان «جام زهر در ماه عسل» منتشر شد که نقدی بر برنامه ماه عسل در ماه رمضان از صدا و سیما بود. حمیدرضا یوسفی اینبار در یادداشتی دیگر به برنامه خندوانه پرداخته است. برنامه‌ای که این روزها به نظر مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار گرفته است. آنچه در این دو برنامه مشترک است، احساساتی کردن مخاطب و به غلیان انداختن هیجانات درونی به طور مصنوعی و اغراق‌آمیز است؛ یکی با بازنمایی فلاکت و بدبختی و دیگری با نشان دادن موفقیت و خوشبختی. رویکرد هر دو برنامه نیز یکسان است. بدبختی و خوشبختی شخصی است و نه تابع پیچیدگی عوامل ساختاری. هر دو برنامه یک پیام را به دو شیوه منتقل می‌کنند. برای رهایی از مشکلات به خود رجوع کن و به این بیندیش که از تو بدبخت‌تر هم وجود دارد و یا به سیاق خندوانه به دردهات بلند بلند بخند. و نهایتا اثر هر دو سرپوش‌گذاشتن بر روی واقعیت‌های تلخ اجتماعی و اقتصادی از نابرابری تا فقر و تشویق کردن افراد به غرق‌شدن در زندگی روزمره و بی‌توجهی به آن چه که در اطرافشان هر روز از صبح تا شب می‌گذرد.