پشت توئیتر میدان یک انسان است؟ بله.

میدان بیش از هر شبکه اجتماعی دیگری در «توئیتر» فعال است؛ سرعت و سادگی به روزرسانی، ارتباط مداوم و دو طرفه با مخاطبان و محوریت متن، می‌تواند دلایل خوبی برای این حضور باشد اما فارغ از این دلایل چیزهای دیگری هم هستند که ترغیب‌کننده اهمیت این فضا هستند؛ خیلی‌ها توئیتر را محل مونولوگ و بلندبلند فکرکردن می‌دانند؛ صد و چهل کاراکتر و بنگ. تمام. ایجاز و اختصار نه فقط باعث شده که کاربران تلاش کنند تمامی آنچه می‌خواهند منتقل کنند را خلاصه کنند بلکه موجب آن شده که شکلی از طنز و رندی در تمامی تایملاین به چشم بخورد؛ ضرب‌المثل‌های آینده از اینجا خواهند آمد؛ جایی که کنایه و استعاره و طنز، و کوتاهی جملات به هم گره خورده‌اند.
این حضور اگرچه برای کاربران عادی بی‌حدوحصر ( تنها با رعایت صد و چهل کاراکتر) میسر شده است؛ برای شخصیت‌های حقوقی موجبات دردسر است؛ به عنوان یک وب‌سایت خبری – تحلیلی در توئیتر باید چگونه نوشت؟ تیتر یا برگزیده‌ای از متن و لینک و تمام؟ این ساده‌ترین روش است؛ روشی که در بسیاری زمان‌ها توسط میدان نیز رعایت شده‌ ست؛

اما این دقیقا همان کاری است که اسکریپت‌های ساده برنامه‌نویسی وب می‌توانند میسرش کنند؛ کافی است افزونه‌ای به سیستم مدریریت محتوا افزود که بگوید هربار وب‌سایت به روز شد «تیتر»، «اسم‌نویسنده» و آدرس را بفرست برای اینجا. کاری که اغلب وب‌سایت‌ها می‌کنند، و برای همین خیلی زود منتقل می‌شوند به لیست‌هایی که کاربران می‌سازند و هیچ‌گاه سراغشان نمی‌روند، هر کدام‌مان چند تایی از این لیست‌ها ساخته‌ایم؛ «اخبار» ، «وب‌سایت‌هایی که می‌خونم» و … تا کی «خبر» و یا «مطلب» مهم و یا مناقشه‌برانگیزی بخت ِ ریتوئیت یابد و به تایملاین بازگردد.

چند توئیت توانستند نظم حاکم بر این رخوت و دورافتادگی میدان  را بهم بزنند؛ انتقاد همراه با شوخی و طنز و با استفاده از ایموجی و …، مباحثه با اکانت‌ «روابط عمومی» یک ارگان بزرگ مثل شهرداری تهران، دیالوگ با معاون امور زنان ریاست‌جمهوری بر سر طرح عقیم کردن زنان و … از آن دسته بودند.

این نشانه‌ها هم با استقبال کاربران مواجه شدند؛

و هم انتقادهایی برانگیخت؛

مشخصا اکانت ما در توئیتر نه توسط بچه‌ای چهارده تا شانزده ساله هک شده بود و نه گرداننده آن تغییر کرده بود. میدان بعد از یک سال تصمیم گرفته بود که در «مدیوم‌»های تازه، با ابزارها، زبان و شرایط حاکم بر آنان بنویسد و فعالیت کند.

ایموجی‌ها، گیف‌ها، استیکرها و سایر نشانه‌های تصویری، حالا نه شکلک‌های ناشناخته مسنجرها که بخشی از زبان گفتگوی روزمره مردم در فضای مجازی‌اند.ما می‌توانیم استفاده از آنان را نادرست بدانیم و رد کنیم، اما در دنیای واقعی، در گفتگوها و دیالوگ‌های جاری در چنین دنیایی، آن‌ها منابع ساده و دم‌دست انسان‌ها هستند برای انتقال پیام. رسانه‌ای که به منابع رایج انتقال پیام پشت کند، باید آمادگی شنیده نشدن را داشته باشد؛ ولو مهم‌ترین حرف‌ها را بزند. انتقال پیام در مدیومی جدید، با ابزارهای قدیمی نه نشانه‌ای از پویایی یک رسانه، که ناشی از ناتوانی آن در درک رسانه‌ای است که در آن حضور دارد.

در زمانه‌ای که طنز نه ابزار نقد وضعیت که بازیچه‌ای برای دست انداختن انسان‌های حاشیه‌ای شده است و در روزگاری که وب‌سایت‌های خبری و تحلیلی و روابط عمومی سازمان‌ها از سر ناتوانی در شرکت در گفتگوها، شنیدن نظرات و بازتاب دادن آن‌ها مجبورند از جیب ملت برای خرید فالوئرهای جعلی هزینه کنند، ما تلاش می‌کنیم تا در یک روند آهسته و پیوسته بیاموزیم که چطور می‌توان در این فضاها حضور داشت، موثر بود، گفت و شنید. ما در این محیط آموختیم که نمی‌توان نظرات و انتقادهای شهروندان را «مدیریت» کرد، باید آن‌ها را شنید و به گوش دیگران رساند، تا در تکرار از اشتباهات بعدی کاست. ما آموختیم که لازم نیست خبری را دزدید و از رسانه پخش کرد؛ کافی‌ست «ریتوئیت» کرد تا دیگران هم ببینند و باخبر شوند.
اشتباهات زیاد است و یا مسیرها تازه و عجیب و غریب؟ بله، پشت این اکانت انسان‌هایی نشسته‌اند، از شما می‌خواهیم که به دیالوگ با این انسان‌ها ادامه دهید. ما را پای خبرهای مهم و یا تصاویرتان از وقایع منشن کنید تا با همدیگر دست به انتشار هر آن چیزی بزنیم که باید به گوش دیگران برسد، روابط‌عمومی‌ها را وادار به پاسخگویی کند و مسئولان را ناچار کند که در تصمیم‌ها و روش‌هایشان تغییر ایجاد کنند.

Print this pageEmail this to someoneShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on Twitter
پشت توئیتر میدان یک انسان است؟ بله.

1 نظر برای “پشت توئیتر میدان یک انسان است؟ بله.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *