مطالب با برچسب: "کتاب"

تفویض ممیزی «دستوری» نیست

تفویض ممیزی «دستوری» نیست

طرح خودتنظیمی یا تفویض ممیزی به ناشران، آن‌طور که مدیر اداره کتاب ارشاد خبر داده، در ابهامات بسیار وارد فاز اجرایی شده است. قریب دو سال پیش در پی موضع‌گیری حسن روحانی درباره فرهنگ و ماجرای سانسور در آستانه انتخاباتی که دولت یازدهم را روی کار آورد، این طرح پیشنهاد شد و سرآخر با مخالفت‌ ناشران به نتیجه نرسید.

دستگاه‌های حکومتی کتاب‌های بی‌مایه را تشویق می‌کنند

دستگاه‌های حکومتی کتاب‌های بی‌مایه را تشویق می‌کنند

«کارگر ذبح کننده، بسم اللهی بر لب، با دست چپ پوست بالای گردن گاو را می‌کشد تا با دستی دیگر چاقو را روی خرخره حیوان تنظیم کند. تیغ قصابی ـ انگار در کف خطاطی با وسواس حین درآوردن گردی «ن»ـ با چرخیدن مچ دست ذابح، گلوی گاو را می‌شکافد. خون تا روی سینه کارگر می‌جهد، زبان گاو بین دندان‌هایش می‌افتد و بزاق و خون از آن چکه می‌کند. تیغ ذابح این‌بار با حرکتی اره وار رگ و پی به‌جا مانده را می‌برد و آخرین تشنج‌های مرگ بر عضلات هنوز جاندار حیوان ظاهر می‌شود. خلاص که می‌شود، شره ادرار بی‌جانی، ردی روی شکم فربه و سینه ستبرش به‌جا می‌گذارد تا با خونی که هنوز ـ کم فشار‌تر از قبل ـ از گردنش جاری است تلاقی کند و در سرخی‌اش محو شود. ذابح دست‌های خونی‌اش را تا بالای آرنج در آب فرومی‌کند و بی‌مکث، پوست گردن گاوی دیگر را می‌کشد و تیغش را تنظیم می‌کند.»

فرزانه کرم‏‌پور را می‌‏توان جزء نخستین زنانی دانست که پس از انقلاب، قلمی برنده با دغدغه‌های اجتماعی دارند. کرم‏‌پور اهل کرمانشاه است و متولد سال ۱۳۳۳. خودش می‌‏گوید گرچه همیشه و از پیش از روزهای دانشگاه شیفته ادبیات و داستان‌نویسی بوده، ولی از اینکه رشته راه و ساختمان را خوانده و در‌‌ همان مسیر هم به کسب درآمد پرداخته است، هرگز پشیمان نبوده و نیست. متن بالا قسمتی از داستان کوتاه «کشتارگاه صنعتی» به قلم کرم‌‏پور است. داستانی که برخی منتقدان آن را دارای خشونتی ورای احساس زنانگی می‌‏دانند، اما کرم‌‏پور معتقد است داستان‌نویسی زن و مرد ندارد آنچه برای نویسنده دغدغه‌ مند باید مهم باشد وضعیت اجتماع است، وگرنه داستان‏‌های عاشقانه نوشتن کاری عمومی است که مشکلی از کسی نمی‌‏گشاید.

سواد تصنعی

سواد تصنعی

هر وقت هر کسی از هر چیزی سخن می‌گوید ما باید تظاهر کنیم دربارۀ آن چیزی می‌دانیم. واقعا دروغ محسوب نمی‌شود اگر در مهمانی، همکارانمان دربارۀ فیلم یا کتابی صحبت می‌کنند سرمان را بالا و پایین ببریم که یعنی من هم دربارۀ آن مطالعه کرده‌ام. این درصورتی است که همکارانمان هم دربارۀ آن فیلم یا کتاب فقط نظرات نیشدار کس دیگری را در شبکۀ اجتماعی تایم‌لاین یا فیدخوانش بازگو می‌کنند. کارل تارو گرینفلد، ژورنالیست ژاپنی، ادعا می‌کند ما به شکلی خطرناک به نوعی تقلید از دانایی نزدیک می‌شویم، دانایی‌ای که در واقع الگوی جدیدی از نادانی است.