مطالب با برچسب: "نقاشی"

رامیرو گومز کارگران نامریی را در خانه ثروتمندان نقاشی می‌کند

رامیرو گومز کارگران نامریی را در خانه ثروتمندان نقاشی می‌کند

در پنج سال گذشته، رامیرو گومز با مداخله در صفحات وسط مجله‌ها و تبلیغات، پاره کردن آنها، کارگرانی را روی آن‌ها نقاشی کرده که صاحبان آن خانه‌های گرانقیمت به آنها وابسته‌اند. گومز، هنرمندی لس آنجلسی که پرستار بچه است، کارش را با نقاشی بر روی صفحه مجله‌های قدیمی، زمانی که بچه صاحب کارش چرت می زد شروع کرد.

سایه‌های کشدار‍

سایه‌های کشدار‍

بدون حادثه، بدون طرح و توطئه، بهمن محصص هم باید در بی‌خبری و بدون حضور هیچ دوربینی می‌مرد. مثل خیلی‌ها که همین‌طور می‌میرند و مثل خیلی‌ها که همین‌طور خواهند مرد.

Visit allwallpapersfree.blogspot.com

در رنگ غرق می‌شوم

منبع اصلی شناخت ونسان ون‌گوگ، نقاش هلندی، مجموعه نامه‌هایی است که میان او و برادرش تئو ون‌گوگ رد و بدل شده است. دوستی عمیق و ماندگار ونسان و تئو، باورهای آنها و نظراتشان درباره هنر، همگی در بیش از ۶۵۰ نامه که در سال‌های ۱۸۷۲ و ۱۸۹۰ نوشته شده، مکتوب هستند. این نامه‌ها علاوه بر آن که راهی به دنیای ونسان و تئو باز می‌کنند، از لحاظ ادبی غنی، و به خودی خود جذاب و بسیار خواندنی‌اند. در ادامه سه نامه کوتاه ونسان به تئو را می‌خوانید که در وبسایت پروبلمتیکا منتشر شده است. برای خواندن مقدمه مترجم به اینجا رجوع کنید.

لیز خوردم و بزرگ شدم

لیز خوردم و بزرگ شدم

مرز جایی است که تمامی مشخصه‌های یک مکان را دربر دارد الا اینکه مکان باشد. جغرافیایی مابین دو مکان اما خود تهی از همه مفهوم جغرافیا. در مرز قانونی نیست. این قدرت است که شرایط آنجا را تعیین می‌کند. از سوی دیگر و در تعارض با پوچی آن نمادی است که “داخل” و “خارج” مکان‌ها را تعریف می‌کند.
“باسم رسام” اما آن نقطه تکینه‌ای است که نه می‌توان در داخل مرز تعریفش کرد و نه در خارج از مرز؛ و در عین حال خود فاکتوری موثر در تعیین شرایط داخل و خارج است. شاید باسم نمود عینی کُردی است که نه در داخل مرزها است و نه در خارج از آن. کُردستانی است که کماکان فاقد موجودیتی نمادین است و در عین حال منطقه یا همان مکان‌های اطراف متاثر از آن است.
باسم نقطه مقابل انشعاب و اسطوره‌ای بی‌نام و نشان در حزب کمونیست عراق است. پیشمرگی است که برای رسیدن به حق، در کردستان می‌جنگد و در نهایت عضوی تاثیرگذار و بنیادین در “حلقه کیان” در ایران است؛ بی‌آنکه در امر نمادین هیچ‌کدام از آنها جایگاهی را اشغال کرده باشد. باسم جغرافیایی است یگانه و تنها در دل همه جغرافیاهای اطراف و این “یگانگی” حتی در کردستان نیز دست از سر او بر نمی‌دارد.