مطالب با برچسب: "سیاست"

المپیک: داستان زشت سیاست‌بازی و پروپاگاندا

المپیک: داستان زشت سیاست‌بازی و پروپاگاندا

اولین دوره‌های مسابقات المپیک به نمایشگاه‌های تجاری وصل بودند: پاریس ۱۹۰۰، سنت‌لوئیس ۱۹۰۴ و لندن ۱۹۰۸ که تبلیغ فوق‌العاده‌ای برای فرهنگ و تمدن غرب هم بود. در المپیک سنت‌لوئیس، «دانشکدۀ انسان‌شناسی» مسابقه‌های ویژه‌ای میان «مردمان متمدن و بومی» برگزار کرد تا مهارت ورزشی‌شان را بسنجد. گزارش رسمی آن برنامه می‌گفت: «نمایندگان قبایل وحشی و غیرمتمدن نشان دادند که ورزشکاران فرومایه‌تری‌ هستند که درباره‌شان بسیار اغراق شده است.» و البته این تنها نمونه نیست.

به‌سوی یک قانون اساسی جدید

به‌سوی یک قانون اساسی جدید

فردریک لوردون، اقتصاددان فرانسوی و نویسنده کتاب «برده‌های راضی سرمایه: اسپینوزا و مارکس درباره میل» از مشهورترین روشنفکران فعال در جنبش «شب‌خیزان» است. سخنرانی‌های مکرر و گفت‌و‌گوهای او درباره این جنبش در حکم متونی نظری- سیاسی است که یک جنبش تولید می‌کند. او از ابتدای جنبش منتقد سرسخت مطالبه‌محوری بوده و اصل اساسی «شب‌خیزان» را دست‌شستن از مطالبات خاص می‌داند.

زنان و سیاست

زنان و سیاست

از سال ۱۸۹۳ که برای اولین بار حق رای زنان در نیوزلند به رسمیت شناخته شد تا به امروز در اکثر کشورهای دنیا زنان به لحاظ قانونی به حقوقی برابر با مردان دست یافته‌اند. برابری قانونی زمینه را برای مشارکت بیشتر زنان در جامعه در طول قرن گذشته فراهم کرده است. یکی از جلوه‌های این مشارکت، ورود زنان به عرصه قدرت سیاسی به واسطه دولت و پارلمان بوده است. اینفوگرافیک زیر به بررسی آماری مشارکت زنانِ در قدرت در کشورهای مختلف می‌پردازد.
نباید از یاد برد که تعداد نمایندگان، وزرا و سران دولت زن تصویر کاملی از وضعیت زنان در یک اجتماع نشان نمی‌دهد. زنان در گروه‌ها و طبقات اجتماعی مختلف به میزانی متفاوت از مواهب برابری قانونی و مشارکت در قدرت بهرمند شده‌اند. برخی سیاستمداران زن همانند مارگارت تاچر نخست وزیر پیشین بریتانیا، پرچمدار سیاست‌هایی بوده‌اند که بیشترین آسیب را متوجه زنان طبقات پایین و متوسط کرده است. از این رو ربط دادن مستقیم تعداد سیاستمداران زن به برابری جنسیتی و وضعیت زنان در یک اجتماع خاص ممکن است به نتایج متناقض و ناصحیح برسد.

چرا روانکاوها باید از سیاست بگویند

چرا روانکاوها باید از سیاست بگویند

آیا اضطراب، نگرانی، مشکلات و یا هرچیز دیگری که ما به خاطر آن به روانکاو مراجعه می‌کنیم، فقط ریشه‌های درونی دارند؟ نقش وضعیت بیرونی در ایجاد آن‌ها چیست؟ آیا روانکاو برای حل مشکل مدام باید به چیزی در درون بیمارش ارجاع دهد؟ سیاست و تلاش برای تغییر جهان جزئی از روانکاوی است.

چرا می‌نویسم

چرا می‌نویسم

اورول در مقاله زیر (Why I Write) زندگینامه‌ ادبی کوتاهی از خود ارایه می‌دهد و به حلاجی سبک ادبی و موضوعات مورد علاقه خود می‌پردازد. عمده مطالب مطرح شده در این مقاله به احتمال برای خواننده جالب خواهد بود، ولی شاید مهمترین قسمت مقاله چندین جمله است که اورول در آنها به وضوح مواضع سیاسی خود را بیان می‌کند: “جنگ اسپانیا و اتفاقات دیگر در ۳۷-۱۹۳۶ کفه ترازو را تکان داد و بعد از آن می‌دانستم کجا ایستاده‌ام. هر خط کار جدی که از ۱۹۳۶ نوشته‌ام، مستقیم یا غیرمستقیم، در مخالفت با تمامیت‌خواهی و در حمایت از سوسیالیسم دموکراتیک، آنگونه که من می‌شناسمش، نوشته شده است.” البته این صراحت بیان دلیلی بر عدم تحریف این چند جمله در جریان جنگ سرد نشد. نظام سرمایه‌داری، در رقابت خود با نظام کمونیستی، بارها از نسخه کوتاه شده این جملات (اشاره به سوسیالیسم دموکراتیک همیشه حذف می‌شد) برای افزودن اعتبار به ایدئولوژی مورد پسند خود استفاده کرد. شاید همانطور که اورول خود در مقاله‌ای دیگر بیان می‌کند “مهمترین هدف تبلیغات اثرگذاری بر افکار معاصر است ولی آنها که به بازنویسی تاریخ مشغولند احتمالا در گوشه‌های فکرشان به چپاندن حقایق در گذشته هم اعتقاد دارند.”

حکایت زوالِ‌ اخلاقی یا همان تاریخ‌نگاری دولتی

حکایت زوالِ‌ اخلاقی یا همان تاریخ‌نگاری دولتی

سریال «معمای‌شاه» عنوان مجموعه‌ تاریخی تلویزیونی است که داستان زندگی محمدرضا پهلوی را پیش از به قدرت رسیدن تا انقلاب ۱۳۵۷ به تصویر می‌کشد. این سریال با حضور ۸۰ بازیگر اصلی، ۵۴۰ بازیگر فرعی و بیش از ۵۶۰ نفر از عوامل سینما و تلویزیون با یک بودجه میلیاردی و چندین کارشناس تاریخ معاصر ایران، ادعا می‌کند روایتی حقیقی و متفاوت از روایت‌های کلیشه‌ای از تاریخ معاصر ایران و شخص محمدرضا پهلوی ارائه داده است، اما با آغاز پخش این سریال از شبکه‌ی یک صدا و سیمای ایران و پخش چند قسمت از آن، به نظر می‌رسد این سریال نیز هم‌چون سریال‌های تاریخی دیگر روایتی از تاریخ معاصر ایران ارائه می‌دهد که چیزی جز همان روایت کلیشه‌ای سابق نیست.

مهم «شدنِ انقلابی» است

مهم «شدنِ انقلابی» است

تأمل در باب سیاست و نقد نهادهای مستقر دو مضمون اصلی تفکر دلوز هستند. ژیل دلوز در این مصاحبه به بیان این مطلب می‌پردازد که چرا به سیاست پرداخته و سیاست چه اهمیتی در اندیشۀ او دارد. دلوز تأمل در باب قانون و دانش نظری حقوق را محمل گذارش به سیاست معرفی می‌کند. اما حرکت از قانون به سیاست نیازمند حرکتی جمعی است و زمانی می‌توان دل به این حرکت جمعی بست که تمایز تاریخ با شدن/رویداد را دریابیم. باید دریابیم که سرانجامِ تاریخی انقلاب‌ها مهم نیست، مهم «شدنِ انقلابی» است و این امید تنها راه برای ایستادن در برابر امر برنتافتنی است.

انصاف فراتر از یک اصلِ اخلاقی انتزاعی است

انصاف فراتر از یک اصلِ اخلاقی انتزاعی است

مقدمه مترجم: متنی که در پی می‌آید، برگرفته از سخنرانی جرمی کوربین رهبر حزب کارگر بریتانیا در انجمن فابین[۱] است که بر مبنای متن شفاهی و پیش‌نویس سخنرانی تدوین شده است. این متن را می‌توان مرام‌نامه‌ای جامع برای سوسیالیسم فراگیرِ اروپایی دانست. هدف کوربین در این سخنرانی این است که چگونگی ایجادِ سیاست و موسساتِ معطوف به انصاف و عدالت را پیش روی اقتصاددانان، سیاست‌مداران، مردم، و منتقدین حزب‌اش قرار دهد. او با نگاهی منسجم به میراث گذشته‌ی جریانِ کارگر و وضعیت کنونی اروپا، آینده‌ی قابل دفاعی از سیاست‎های سوسیالیستی را ترسیم می‌کند.

برای خواننده فارسی‌زبان نیز طرحِ چگونگی تحقق رویای عدالت در بستر اروپای سرمایه‌دار می‌تواند چارچوبی برای اندیشیدن به پرسش‌های کلانِ سیاسی-اجتماعی باشد، نیت مشترکِ مولف و مترجم این متن این است که شرایطِ گفتگو از امید و عدالت را عینی‌تر از همیشه فراهم کنند.

سندهای این‌چنینی که کار تیم رهبری جدید حزب کارگر انگلستان را منعکس ‍می‌کند است، بطور مستمر در صفحه «کوربین: سیاستِ نو» ارائه می‌شود.

سودای بازار آزاد چگونه آموزش و دموکراسی را تهدید می‌کند؟

سودای بازار آزاد چگونه آموزش و دموکراسی را تهدید می‌کند؟

در نزد چپ‌ امروز، شاید برچسبی زهرآگین‌تر و رسواکننده‌تر از «نئولیبرال» یافت نشود. نئولیبرال بودن عموماً به معنای مرتبط دانسته‌شدن با بدترین انضمامات کاپیتالیسم- یعنی طمع وال استریت، تلاشی اتحادیه‌ها، مقررات‌زدایی، تست استاندارد، دزدی درآمد، خصوصی‌سازی، بهره‌کشی و مانند آن تلقی می‌شود. می‌توان گفت این اصطلاح به ابزاری فراگیر برای تحقیر تقریباً تمامی کسانی بدل شده است که به نوعی نوکران جامعه‌ی یک درصدی ثروتمندان و کمپانی‌های عظیم چند ملیتی دانسته می‌شوند. اگر هدف فقط نزاع سیاسی باشد، این کاربرد به اندازه‌ی کافی منصفانه است. در حقیقت اما، نئولیبرالیسم چیزی بیش از معادلی صرف برای «فاسد» یا «ابَر سرمایه‌دار» است؛ یک ایدئو‌لوژی سیاسی مشخص که نه تنها بسیار نوظهورتر از کاپیتالیسم است، که بسیاری از طرفداران کاپیتالیسم با آن مخالف‌اند. این تنها یکی از دلایل ارزش و اهمیت کتاب «بی‌اثرسازی مردم: انقلاب پنهان نئولیبرالیسم»  آخرین اثر نظریه‌پرداز سیاسی و استاد دانشگاه برکلی کالیفرنیا، «وندی براون[1]» است. این اثر نه تنها چارچوبی قوی‌تر برای فهم نئولیبرالیسم پیش می‌نهد، بلکه به تفصیل نشان می‌دهد که چگونه مشکلات نئولیبرالیسم و کاپیتالیسم لزوماً یکسان نیستند و اینکه چرا باید نئولیبرالیسم را حتی تهدیدی جدی‌تر برای دموکراسی آمریکایی دانست. نشریه «سالون» مصاحبه‌ای با وندی براون نویسنده این کتاب انجام داده است که در زیر آمده است.