مطالب با برچسب: "سوسیالیسم"

به سوی سوسیالیسم دموکراتیک

به سوی سوسیالیسم دموکراتیک

این مصاحبه با نیکوس پولانزاس نخستین‌بار بعد از مرگ او در نشریه حزب کمونیست ایتالیا به تاریخ ١٢ اکتبر ١٩٧٩ منتشر شد، فقط ٩ روز بعد از مرگ نابهنگام او. همان‌طور که از دیگر نوشته‌ها و مصاحبه‌های دو سال پایانی زندگی نیکوس پولانزاس بر می‌آید، در این گفت‌وگو هم پولانزاس درگیر مسائلی است همچون رابطه بین مارکس و لنین، بین احزاب کمونیست و جنبش‌های اجتماعی، بین انقلاب اجتماعی و نهادهای دموکراسی نمایندگی.

نیکوس پولانزاس و نقش دولت

نیکوس پولانزاس و نقش دولت

نیکوس پولانزاس، در مقام یک مارکسیست، مشخصاً با دیدگاهی مقابله می‌کند که دولت را به عنوان «سوژه»‌ای در نظر می‌گیرد که خودخواهانه اراده خود را بر طبقات اجتماعی تحمیل می‌کند. ایده‌ای که دولت را از طبقات اجتماعی جدا می‌کند به نظر پوچ می‌رسد. پولانزاس همچنین با آنچه یک «افراط» دیگر می‌نامد مقابله می‌کند: رویکرد ابزارانگارانه به دولت.

ما می‌توانیم جهان را تغییر دهیم

ما می‌توانیم جهان را تغییر دهیم

جشنواره مارکسیسم ۲۰۱۷ در لندن برگزار شد. این جشنواره سیاسی چهار روزه حزب کارگران سوسیالیست (SWP) آن را برگزار کرد، سوسیالیست‌ها را از سرتاسر جهان گردهم آورد. در این گردهمایی از چالش‌های اسلام‌هراسی گرفته تا بحران‌های اقتصادی، از بحران‌های سیاسی در اروپا تا مارکسیسم و مذهب و از اخبار دروغین تا طبیعت و جامعه. اتحادیه‌های کارگری و سوسیالیست‌ها مورد بحث قرار گرفت. این گزارش به برخی از این بحث‌ها پرداخته است.

چشم‌انداز جهانی که می‌خواهیم

چشم‌انداز جهانی که می‌خواهیم

سه‌هفته بعد از انتخابات ماه ژوئن و پیروزی تاریخی حزب کارگر، نائومی کلاین، روزنامه‌نگار و منتقد برجسته کانادایی، در یکی از اتاق‌های پارلمان بریتانیا روبه‌روی جرمی کوربین نشست و با او درباره اهمیت برنامه پیشرو و جسورانه‌اش برای نبرد با نیروهای دست‌راستی به بحث نشست.

مسیر تحول و چشم‌انداز آینده سرمایه‌داری: نابودی نهادهای موجود یا دگرگونی؟

مسیر تحول و چشم‌انداز آینده سرمایه‌داری: نابودی نهادهای موجود یا دگرگونی؟

پس از انتشار مصاحبه میدان با کمال اطهاری انتقاداتی از او مطرح شد. از جمله در نظرها کمال اطهاری به تناقض گویی و تلاش شکست خورده برای آشتی دادن ادبیات انتقادی با مواضع محافظه کارانه متهم شد. او در این یادداشت کوتاه پرسش‌هایی را پیش روی منتقدانش گذاشته است.

آیا جرمی کوربین می‌تواند حزب کارگر را نجات بدهد؟

آیا جرمی کوربین می‌تواند حزب کارگر را نجات بدهد؟

ژاکوبن — «در بین احزابی که سوسیالیسم را به‌عنوانِ هدفِ اصلی خود اعلام کرده‌اند، حزبِ کارگر همیشه یکی از متعصب‌ترین‌ها -نه نسبت به سوسیالیسم، بلکه نسبت به نظام پارلمانی- بوده است.» رالف میلیبند در سال ۱۹۶۱، نوشتۀ کلاسیکِ خود با عنوانِ سوسیالیسم پارلمانی۱ را با این عبارت آغاز کرد. سوسیالیسمِ پارلمانی، نوشته‌ای است آکنده از انتقاد از مواضع این حزب بریتانیایی که بخش عمده‌ای از نیروهای چپ این کشور در پی تسلط بر آن هستند. میلیبند گویا چندان دنبالِ تسلط بر حزب نبود و همدستِ بعدی او لئو پنیچ۲ نیز این‌چنین بود؛ ولی در حین خیزش بزرگ اوایل دهۀ ۱۹۸۰، هر دو متفکر در مقابلِ جریانِ نوتجدیدنظرطلبی۳ مقاومت کردند. خیزش یادشده همراه بود با رشد جناحِ رادیکالِ حزبِ کارگر به‌نمایندگی افرادی مثل تونی بن و همچنین، اعتصاب کارگرانِ معدن در سال‌های ۱۹۸۴ و ۱۹۸۵. نوتجدیدنظرطلبی نیز جریانی بود که روشنفکرانی مثل اریک هابسبام و استوارت هال ایجادش کردند. آنان بنیتی‌ها۴ و تروتسکیست‌ها را نه رهبرانی قدرتمند، بلکه منشاءِ مشکلاتِ حزب کارگر قلمداد می‌کردند. در نهایت و به‌تدریج با ظهور «کارگر جدید۵» و اقدامات بعدی جناح راستِ حزب، واقع‌گراییِ کذایی پیروز شد. این وضعیتی است که در پیش‌زمینۀ پیروزیِ جرمی کوربین در رهبری حزب کارگر وجود دارد. با چنین پیش‌زمینه‌ای، بسکار سونکارا از ژاکوبن با لئو پنیچ، استاد دانشگاهِ یورک و سردبیرِ مجلة سوسیالیست ریجیستر گفت‌وگو کرده است. آن‌ها دربارۀ میراث تونی بن بحث کرده‌اند و بعد، این موضوع را پیش کشیده‌اند که چگونه اصلاحات اد میلیبند به شکلی ناخواسته زمینه را برای سربرآوردن کوربین مهیا کرد و دست‌آخر این پرسش که آیا حزب کارگر می‌تواند به چیزی که تا کنون نبوده، یعنی حزبی سوسیالیست، تبدیل شود؟

ساخت‌وپاختِ پول‌دارها

ساخت‌وپاختِ پول‌دارها

نشان دادن آینده در زبان امروزی ممکن است خیانت به آن باشد. تغییری که واقعاً رادیکال باشد، می‌تواند دسته‌بندی‌های امروزی را از بین ببرد. یکی از دلایل اینکه مارکس این‌قدر با صحبت دربارۀ آینده مشکل داشت، همین است. او کار خود را با مجادله با اتوپیایی‌های طبقه‌متوسطی آغاز کرد. بیشترین کاری که یک انقلابی می‌تواند انجام دهد، توصیف وضعیتی است که آینده‌ای متفاوت می‌تواند در آن ممکن باشد. خیال‌پردازی‌کردن دربارۀ اینکه این آینده دقیقاً چطور خواهد بود، تلاش برای برنامه‌ریزیِ کردنِ آزادی بود. اگر مارکس پیامبر بود، به این خاطر نبود که او به دنبال دیدن آینده بود. پیامبران، حداقل پیامبرانِ عهد قدیم، غیب‌گو نبودند. آن‌ها به‌جای زل‌زدن به آینده، به شما هشدار می‌دادند که اگر به گرسنگان غذا ندهید و اگر مهاجران را نپذیرید آینده‌ای در کار نخواهد بود و اگر باشد، عمیقاً ناخوشایند خواهد بود.