مطالب با برچسب: "زبان"

فارگلیسی؛ خودباختگی یا طبیعت زبان

فارگلیسی؛ خودباختگی یا طبیعت زبان

زبان آمیخته حاصل زندگی دو فرهنگی و چندفرهنگی است و از آغاز تمدن انسان وجود داشته است. آیا می‌‏توان افرادی را که از زبان آمیخته در ارتباطات روزمره خود استفاده می‌‏کنند سرزنش کرد یا این طبیعت زبان است؟

زبان چه تفاوتی با گویش دارد؟

زبان چه تفاوتی با گویش دارد؟

اغلب تصور می‌شود که مرز مشخصی میان زبان و گویش وجود دارد، که زبان دارای استقلال یا پیچیدگی بیشتر و گویش چیزی شبیه به زیرمجموعه یک زبان است. اما تفاوت میان «زبان‌های» سوئدی و دانمارکی، کمتر از تفاوت میان «گویش‌های» متعدد چینی است. پس تکلیف چیست؟

فارسی را به فارسی ترجمه نکنیم

فارسی را به فارسی ترجمه نکنیم

دو کتاب از عتیق رحیمی، نویسنده افغانستانی، از فارسی به انگلیسی و سپس از انگلیسی به فارسی ترجمه شده‌اند. محمد کاظم کاظمی شرح می‌دهد که چرا چنین ترجمه‌هایی میان دو کشور هم‌زبان فاصله‌ای کاذب و زیان‌بخش می‌اندازد.

چرا حفظ زبان‌ها اهمیت دارد؟

چرا حفظ زبان‌ها اهمیت دارد؟

جنگ قدرت در عرصه سیاست و مناسبات جهانی وجه‌ای دارد که کمتر به آن توجه می‌شود؛ زبان. زبان قدرت ‌می‌آورد و قدرت موجب حفظ یا نابودی یک زبان می‌شود. جهان امروز ما جهان انقراض‌هاست. نه فقط انقراض گونه‌های جانوری و زیستی، که انقراض گونه‌های متنوع زبانی و فرهنگی. زبان‌ها همواره در حال نابودی، تغییر شکل، و تولد بوده‌اند، اما امروز این مسیر تقریبا یک‌طرفه شده؛ زبان‌ها یکی پس از دیگری می‌میرند و اما به ندرت زبانی جدید متولد می‌شود. این نوشتار به وضعیت فعلی زبان‌ها و اهمیت حفظ آنها می‌پردازد.

از سرزمین اسطوره و سیب‌زمینی

از سرزمین اسطوره و سیب‌زمینی

تری ایگلتون در فصلی از کتاب «مقدمه‌ای بر رمان انگلیسی» که در سال 2005 منتشر کرده است درباره جیمز جویس مواردی را مطرح می‌کند که تا کنون کم‌تر مورد توجه قرار گرفته‌است. به‌ویژه آن‌که تأثیر وضعیت اجتماعی و سیاسی ایرلند را بر تولیدات ادبی نویسندگان ایرلندی و در این مورد خاص، جیمز جویس بررسی می‌کند.

من کس دیگر است

من کس دیگر است

فیسبوک، شبکه ای در هم تنیده است برای سوبژکتیوه کردن جهان. برای آنکه شی زدگیِ امر واقعی را نادیده بینگاریم و در جهان مجازی، با استمداد از سرمایه،حتی کلبی مسلکی و بدبینی روشنفکرمابانه را که مدعی رسوا کردن واقعیت های سرمایه و نظام سلطه است، بدل به کالا کنیم. ولی چرا با وجود اینکه طبقه روشنفکر واقف است فیسبوک ابزار سلطه است باز در توسل جستن به آن ابایی ندارد؟و چرا هیچ عاملیت دست جمعی برای رهایی دیده نمی شود؟ آیا فیس بوک ما را ابزار کرده است؟