مطالب با برچسب: "روزنامه‌نگاری"

اعتبار ناشناخته

اعتبار ناشناخته

کتاب «روزنامه‌نگاری در ایران: از رسالت تا حرفه» کتابی است که می‌تواند به منبع بسیار معتبری برای یادگیری روزنامه‌نگاری تبدیل شود، چرا که نمونه‌ای است از نثر بی‌تکلف و بی‌طرف و پر از ریزبینی. کتابی که خود درس نوشتن است و می‌تواند دلیلی باشد بر اینکه چطور کارِ روزنامه‌نگاری می‌تواند منشاء شناخت باشد.

نگاهی به کتاب «سیدضیا: عامل کودتا»

نگاهی به کتاب «سیدضیا: عامل کودتا»

مجموعه گفت‌و‌گوهای دکتر صدرالدین الهی با سیدضیاالدین طباطبایی با عنوان «سید ضیا: عامل کودتا» به تازگی منتشر شده است. یاداشت زیر می‌کوشد به اختصار به معرفی این کتاب و مصاحبه‌های آن بپردازد. سیدضیاالدین طباطبایی، سیاست‌مدار ایرانی و نخست‌وزیر ایران در زمان احمدشاه قاجار بود. در کودتای ۱۲۹۹ش. همراه با رضاخان شرکت داشت و رئیس‌الوزرای ایران شد و تا ۱۴ خرداد ۱۳۰۰ در این مقام بود.

برافتادن در شأن دایناسور است

برافتادن در شأن دایناسور است

یادداشت پیش‌رو را «علی اکبر قاضی‌زاده» روزنامه‌نگار و مدرس روزنامه‌نگاری مدت‌ها پیش درباره و به بهانه‌ «حسین قندی» نوشته است، به این امید که او به کلاس و روزنامه بازگردد، حسین قندی این هفته در مراسمی با حضور همکاران و شاگردانش تشییع شد، اما قاضی‌زاده در این یادداشت از موضوع او فراتر رفته و به مسئله امنیت شغلی روزنامه‌نگاران و مشکلات ایشان پرداخته است.

آقای سلینجر لطفا توی صف

آقای سلینجر لطفا توی صف

سالی ۴۷ بار منتشر می‌شود، در وانفسای تعطیلی نسخه‌های کاغذی مجلات این یکی حسابی جاپایش سفت است، یک نسخه‌ی اینترنتی دارد که هر روز کلی یادداشت و تحلیل خواندنی به‌روز می‌کند و یک نسخه‌ی کاغذی که هفته‌ای یک‌بار درمی‌آید. دسامبر ۲۰۱۳، ناشر مجله اعلام کرد که تیراژ نسخه‌ی کاغذی‌شان یک میلیون و  ۵۵ هزار و ۵۴۲ است، مجله‌ای که برای یک داستان کوتاه حدود هشت‌هزار دلار می‌پردازد، به حساب ما می‌شود ۲۴ میلیون تومان و سالی هم به پنجاه و چند نویسنده این رقم را می‌دهد، بعضی شماره‌های مجله هست که بیشتر از یک داستان در آن چاپ می‌شود. اهمیت مجله‌ی نیویورکر برای حق‌التحریری که به داستان‌نویسان می‌پردازد نیست، هرچند رقم کلمه‌ای یک دلار و پنجاه سنت پول کمی نیست ولی نان «نیویورکر» به نام آغشته است. 

انکشاف بچه‌ مایه‌دارهای تهران

انکشاف بچه‌ مایه‌دارهای تهران

گزارشی از المانیتور درباره صفحه‌ی اینستاگرام «بچه‌های پول‌دار تهران» فضای وب فارسی را به خود مشغول کرده‌ست؛ خیلی‌ها متعجب‌اند از دیدن تصاویری که عادت نداشته‌اند از «تهران» ببینند؛ ماشین‌های اسپرت عجیب و غریب، خانه‌ها و ویلاهایی مدرنی که باور آنکه در ایران هستند دشوار است، لباس‌هایی ناآشنا و …
خیلی‌های دیگر ماجرا را با پرسش‌هایی از دو طرف پیش برده‌اند؛ کسانی که می‌خواهند بدانند ثروتی چنین چطور و چگونه شکل گرفته‌ است و چرا میل به تصویر کشیدن را دارد؟ و دیگرانی که از تعجب‌ها حیرانند؛ مگر اوضاع تغییر پیچیده‌ای کرده‌ است؟
اما چرا هیچ‌کس پرسش اصلی را مطرح نمی‌کند؛ چرا همه‌ی ما با گزارشی از المانیتور متوجه ظهور نه چندان تازه‌ی طبقه/کاستی جدید در ایران (و شاید دقیقاً تهران) شده‌ایم؟

جنگ تمام شده

جنگ تمام شده

در نوشته پیش‌رو امیلی امرایی مرام بی‌طرفی روزنامه‌نگاری را به چالش می‌کشد. او با ارجاع به جدال اخیر میان روزنامه‌نگاران خبر‌گزاری‌های رسمی مانند بی‌بی‌سی و گاردین در رابطه با چگونگی گزارش وقایع هولناک غزه در تابستان گذشته به این پرسش می‌پردازد که آیا باید/می‌توان در گزارش خبر بی‌طرف بود؟