مطالب با برچسب: "تئاتر ایران"

تئاتر ایران، از انقلاب تا تشکیل مرکز هنرهای نمایشی

تئاتر ایران، از انقلاب تا تشکیل مرکز هنرهای نمایشی

روزها و سال‌های ابتدایی انقلاب۵۷ در تاریخ تئاتر ایران دوران کم‌نظیری است. دورانی که با کم‌شدن سانسور و نظارت حکومتی و آزادی به وجود آمده پس از انقلاب، گروه‌های مختلف تئاتری با تفکرات گوناگون سیاسی منعی بر سر راه اجراهای خود نمی‌دیدند و خود مسئول نظارت بر اجراهای تئاتری خود بودند. اما این دوران زیاد طولانی نبود و مرکزی با عنوان هنرهای نمایشی در وزارت ارشاد مسئول تئاتر کشور شد.

جشن گفتگوی تئاتر روزی است که سانسور نباشد

جشن گفتگوی تئاتر روزی است که سانسور نباشد

جشن گفتگوی تئاتر شعار جشنواره تئاتر فجر است. در همین حال نمایش «روز عقیم» که پیشتر مجوز اجرا گرفته بود از این جشنواره حذف شده است.آیا ایده گفتگو در این جشنواره تنها تصویر خوشایند بالادستی‌ها را در خود می‌پذیرد؟

شکلک برای گفتگو

شکلک برای گفتگو

استفاده از ایموجی در پوسترهای جشنواره تاتر فجر امسال بسیاری را شگفت‌زده کرد و انتقادهای زیادی دربر داشت. منتقدان می‌گویند این پوسترها نشانی از هنر تاتر ندارند و بیشتر به درد بازی‌های کامپیوتری می‌خورند. با این حال طراح پوسترها می‌گوید آنها در راستای ایده جشنواره یعنی «گفتگو» طراحی شده‌اند. اما استفاده از آنها در جشنواره‌ای که ویترین تاتر کشور است چه تداعی‌هایی می‌تواند داشته باشد؟

حکایت خرگوش و نسیم

حکایت خرگوش و نسیم

شاید من قصه‌گو یا نویسنده بدی نباشم، اما صاحب بهترین قصه‌های دنیا نیستم. فکر کردم من چیزی به تماشاچیان بدهکارم و باید کاری بکنم که قسمتی از این بدهی را بپردازم. تصمیم گرفتم برای آنها ماشین قصه‌گویی درست کنم تا بتوانند قصه‌هایشان را در آن بگذارند.

«ابژه‌ از دست رفته» در تئاتر سربسته از تهران

«ابژه‌ از دست رفته» در تئاتر سربسته از تهران

این که ما در نمایش «سربسته از تهران» شاهد سوژه‌ ماخولیایی هستیم یا نه، مسئله‌ این نمایش نیست. پرسش اساسی که پس از دیدن سربسته با آن مواجه می‌شویم این است: ابژه‌ از دست رفته کاراکتر زن این نمایش چیست؟ جامعه‌ ما چه چیزی یا چه کسی را از دست داده است؟ و با از دست رفتن این ابژه در حقیقت چه چیزی را از دست داده‌ایم؟

ناهار خاک صحنه بخوریم؟

ناهار خاک صحنه بخوریم؟

عدم تاریخ‌نگاری در تئاتر ایران و نپرداختن به مسیرکاری و ایده‌های اجرایی گروه‌ها و دست‌اندرکاران تئاتر، مسیر پر چالشی را برای بررسی تئاتر امروز ایران رقم زده است. نبود جریان‌های جدی نقد و فقدان توجه به نظریه، در میان کسانی که به کار تئاتر مشغول هستند فضای مبهمی پیرامون تئاتر رقم زده است. دوغ و دوشاب در هم‌آمیخته و معلوم نیست که تئاتر در اینجا چه راهی را می رود؟ در همین زمینه رضا سرور درباره‌ی حسرت‌های یک تاریخ‌نویس تئاتر نوشته است و بر نکته‌ی مهمی انگشت گذاشته است؛ کاش متقدمان از تجربیات خودشان حرف می‌زدند و در تدوین آن اهتمام می‌کردند، کاش شیوه‌های اجرایی خود و دیگران را نقد می‌کردند و کاش پایه‌ای می‌شدند برای برآمدن دیگران.