سیاست

به سوی سوسیالیسم دموکراتیک

به سوی سوسیالیسم دموکراتیک

این مصاحبه با نیکوس پولانزاس نخستین‌بار بعد از مرگ او در نشریه حزب کمونیست ایتالیا به تاریخ ١٢ اکتبر ١٩٧٩ منتشر شد، فقط ٩ روز بعد از مرگ نابهنگام او. همان‌طور که از دیگر نوشته‌ها و مصاحبه‌های دو سال پایانی زندگی نیکوس پولانزاس بر می‌آید، در این گفت‌وگو هم پولانزاس درگیر مسائلی است همچون رابطه بین مارکس و لنین، بین احزاب کمونیست و جنبش‌های اجتماعی، بین انقلاب اجتماعی و نهادهای دموکراسی نمایندگی.

نیکوس پولانزاس و نقش دولت

نیکوس پولانزاس و نقش دولت

نیکوس پولانزاس، در مقام یک مارکسیست، مشخصاً با دیدگاهی مقابله می‌کند که دولت را به عنوان «سوژه»‌ای در نظر می‌گیرد که خودخواهانه اراده خود را بر طبقات اجتماعی تحمیل می‌کند. ایده‌ای که دولت را از طبقات اجتماعی جدا می‌کند به نظر پوچ می‌رسد. پولانزاس همچنین با آنچه یک «افراط» دیگر می‌نامد مقابله می‌کند: رویکرد ابزارانگارانه به دولت.

جراحی اقتصادی یا ضدیت با دموکراسی؟

جراحی اقتصادی یا ضدیت با دموکراسی؟

دولت حسن روحانی و نزدیکان آن در واکنش به اعتراضات اخیر مردم بر «جراحی اقتصادی» تاکید کرده‌اند. این یادداشت بر آن است که نشان دهد تاکید بر جراحی اقتصادی و اصرار بر اجتناب از اصلاحات سیاسی از قضا نه برنامه‌ای برای نجات اقتصاد که نشانی از ضدیت عمیق با دموکراسی و امید سیاسی است.

خروش شهروندان درجه هیچ

خروش شهروندان درجه هیچ

اعتراضات اخیر را نه دشمنان ایران، که شهروندان درجه هیچ ایرانی شکل دادند که از کار، نان، آزادی و عدالت محرومند و تحت ظالمانه‌ترین تبعیض‌های اقتصادی و سیاسی هستند. همان شهروندان درجه هیچی که کرکس آشوب‌گر و عامل بیگانه و قاچاقچی معتاد نام گرفتند و چون گشنه و بی‌کار بودند تحقیر شدند و اساسا وجودشان انکار شد.

صف‌آرایی ناگزیر طبقاتی

صف‌آرایی ناگزیر طبقاتی

محمد مالجو در تحلیل اعتراضات اخیر می‌گوید در سال‌های پس از جنگ تاکنون، تمام دولت‌ها به درجات گوناگون، نقش موثری در ایجاد اختلال در نهادهای حیات اجتماعی طبقات فرودست‌تر، داشته‌اند.  او سیاست‌هایی را بررسی می‌کند که در سال‌های پس از جنگ نه تنها داشته‌های طبقات ‌فرودست‌تر را گرفتند بلکه همزمان درآمدهای آنان را نیز کاهش دادند.

غیاب مردمان

غیاب مردمان

در تحلیل‌هایی که از اعتراضات اخیر منتشر شده جای موضعی خالی است. موضعی که خطابش مردمی مشخص باشد اما نه در مقام حاکم، که از موضع همان مردم. این موضعْ مطالبه‌ای از حاکم ندارد و در روند و روال‌هایی که مردمی مشخص برای پیش‌برد هدفی معین در پیش می‌گیرند تأمل می‌کند و همان را بازتاب می‌دهد. از چنین موضعی است که می‌توان به مردم گفت اگر نتوانسته‌اند به اهدافشان برسند علت چه بوده.