امیلی امرایی
دوست دارید نوزادتان مترجم جرج اورول باشد؟

دوست دارید نوزادتان مترجم جرج اورول باشد؟

رونویسی‌ها و سرقت‌های ادبی بازار کتاب را اشباع کرده‌اند. دختربچه ۱۵ساله ۶رمان ترجمه کرده که رونویسی از ترجمه‌های دیگران است. دفتر توسعه‌ی کتاب و کتاب‌خوانی وزارت ارشاد هم احتمالاً وظیفه‌اش ممیزی کلمات بر اساس مصوبات داخلی و نظرات ممیزهاست و دلیلی برای ورود به سرقت‌های ادبی نمی‌بیند. در راهروهای پرپیچ‌وخم دادگاه‌ها هم هیچ‌کدام از مترجمان و ناشرانی که شکایت از این سرقت‌ها بردند به جایی نرسیده‌اند.

زندگی با قهرمان

زندگی با قهرمان

خیلی از ما تصور می‌کنیم این کلیشه‌ای نخ‌نماست که یک رمان می‌تواند زندگی را دگرگون کند، اما نتیجه‌ی تحقیقات دانشگاه دورهام نشان می‌دهد یک‌پنجم خواننده‌های ادبیات چنان با داستانی که می‌خوانند درگیر می‌شوند که زندگی روزمره‌شان دستخوش تحول می‌شود.

من تو را دیدم، فلسطین

من تو را دیدم، فلسطین

زندان بی‌سقف فلسطین و غزه بیرون از پروپاگاندای فاکس‌نیوز و رسانه‌های دست‌راستی بارها به تصویر کشیده شده، داستان‌های واقعی از آپارتاید در زمانه‌ی ما، روایت‌هایی تکان‌دهنده از شاهدان عینی که به غزه سفر کرده‌اند و حتی در مقام توریست نوشته‌اند توان دوام آوردن در غزه تقریباً برایشان تصورناپذیر است.

خنیاگر امریکایی نوبل ادبیات را نمی‌خواهد

خنیاگر امریکایی نوبل ادبیات را نمی‌خواهد

امشب در ال پاسو روی صحنه می‌رود، برای اهالی تگزاس می‌خواند و به سیاق همه‌ی این چند روز لب از لب نمی‌گشاید و فقط آواز می‌خواند و حرفی از پذیرفتن جایزه‌ی ادیبان یا رد کردنش نمی‌زند، او همچنان خنیاگر است.

چه ‌کسی نوبل ادبیات ۲۰۱۶ را به خانه می‌برد؟

چه ‌کسی نوبل ادبیات ۲۰۱۶ را به خانه می‌برد؟

برخی از صاحب‌نظران معتقدند با توجه به اوضاع سوریه، امسال ممکن است نوبل ادبیات به آدونیس، شاعر ۸۸ ساله سوری برسد. به برخی مواضع او در قبال مسائل دنیای عرب انتقاداتی وارد شده است. امیلی امرایی در این نوشته برخی از مهمترین مواضع آدونیس در قبال مسائل سوریه را مرور کرده است.

تاریخ ِ سّری مُرده بر دار کردن سوار

تاریخ ِ سّری مُرده بر دار کردن سوار

در هفته‌ای که گذشت بازار نشر شاهد انتشار ده‌ها عنوان کتاب بود که پیش‌تر به دلایلی از انتشار و یا تجدید چاپ آن‌ها جلوگیری شده بود. گزارش امیلی امرایی برای سایت شبکه آفتاب در رابطه با تازه‌های کتاب را بخوانید

چیزی توی کشو نیست

چیزی توی کشو نیست

می‌گویند سانسور توهین به شعور مخاطب است، اما هر جور حساب کنیم دیگر برای ما این‌طور نیست، پذیرفته‌ایم که چند نفر بعد از صاحب اثر و ناشر، کتاب را بخوانند و هر جایی را که فکر کردند لازم است خواننده نداند و نخواند، قلم بکشند و بعد تازه نوبت ما برسد. گاهی وقت‌ها هم آن‌قدر کتاب زخم‌وزیلی است که انگار با معمایی طرف‌ایم. هر چه هست، همین است. اما ضمناً این پذیرفتن سبب ادعاهایی هم شده که انگار مسری و روزافزون است، این‌که می‌گویند ادبیات ایران سرآمدانی دارد که قربانی همین سانسور شده‌اند، نویسنده بهترین اثرش را به‌خاطر وجود ممیزی توی کشوی میز تحریرش نگه داشته و از صرافت چاپ آن گذشته. سال‌ها است این ادعاهای دهان‌پرکن سرزبان‌ها است، اما این همه‌ی ماجراست؟ گزارش امیلی امرایی از تازه‌های نشر کتاب را بخوانید.

آقای سلینجر لطفا توی صف

آقای سلینجر لطفا توی صف

سالی ۴۷ بار منتشر می‌شود، در وانفسای تعطیلی نسخه‌های کاغذی مجلات این یکی حسابی جاپایش سفت است، یک نسخه‌ی اینترنتی دارد که هر روز کلی یادداشت و تحلیل خواندنی به‌روز می‌کند و یک نسخه‌ی کاغذی که هفته‌ای یک‌بار درمی‌آید. دسامبر ۲۰۱۳، ناشر مجله اعلام کرد که تیراژ نسخه‌ی کاغذی‌شان یک میلیون و  ۵۵ هزار و ۵۴۲ است، مجله‌ای که برای یک داستان کوتاه حدود هشت‌هزار دلار می‌پردازد، به حساب ما می‌شود ۲۴ میلیون تومان و سالی هم به پنجاه و چند نویسنده این رقم را می‌دهد، بعضی شماره‌های مجله هست که بیشتر از یک داستان در آن چاپ می‌شود. اهمیت مجله‌ی نیویورکر برای حق‌التحریری که به داستان‌نویسان می‌پردازد نیست، هرچند رقم کلمه‌ای یک دلار و پنجاه سنت پول کمی نیست ولی نان «نیویورکر» به نام آغشته است.