امیر احمدی‌آریان
امیر احمدی‌آریان
صداهایی از اعماق

صداهایی از اعماق

نظام سیاسی ایران این بار هم به خوبی دفعات پیش وضعیت را مهار خواهد کرد، اما تغییری بنیادین در جامعه رخ داده: حمایت بی‌چون و چرای مردم روستاها و شهرهای کوچک که نظام سیاسی همیشه در مقابل نارضایتی نخبگان کلان‌شهرها بر روی آن حساب می‌کرد به نظر به شدت کاهش یافته است. اینک همه ناراضی به نظر می‌رسند.

ادبیات امروز فارسی دنباله‌روی صنعت سریال‌سازی امریکا

ادبیات امروز فارسی دنباله‌روی صنعت سریال‌سازی امریکا

جایگاه رمان فارسی در صحنه ادبیات ایران امروز چیست؟ نسبت رمان فارسی با رمان ترجمه چیست؟ آیا می‌توان ادعا کرد که اقبال به رمان فارسی به نسبت گذشته کمتر شده است؟ موانع رشد رمان فارسی چیست؟ ممیزی چه تاثیری بر نویسندگان ایرانی گذاشته است؟  امیر احمدی آریان در گفتگو با مهدی اسدزاده و امیرحسین شربیانی به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد. متن حاضر گزیده‌ای از این گفتگو است. متن کامل را می‌توانید اینجا بخوانید.

­در معده‌ی نهنگ

­در معده‌ی نهنگ

مدتی است بازار نقد ترجمه در فضای مجازی به ویژه فیسبوک داغ شده است. منتقد و مترجم اثر در فیسبوک بگومگو می کنند و مخاطب نیز از راه می رسد و از روی منطق و یا دوستی و صمیمیت با منتقد و یا مترجم اثر، لایک خود را بر این یا آن گفته می زند و سپس به دنبال بحث دیگری می رود. آیا «فیس بوک» به طور خاص و «فضای مجازی» به طور عام فضای مناسبی برای درگیری با چیستی و چگونگی ترجمه است؟ و یا به بیان دیگر آیا «فضای مجازی» فضای مناسبی برای تفکر و تامل است؟ امیر احمدی آریان که پیش‌تر در یادداشت « نقد در خلاء و فتیشیسم دقت » به مسئله داوری در ترجمه پرداخته بود، در یاداشت زیر به فرآیند «فیسبوکی‌شدن فکر» به واسطه درگیری بر سر نقد ترجمه در فیسبوک می‌پردازد.

نقد در خلاء و فتیشیسم دقت

نقد در خلاء و فتیشیسم دقت

شکل خاصی از نقد ترجمه اساسش بر سنجش جمله به جمله ترجمه فارسی با متن انگلیسی است، و فهرست کردن اشتباهات مترجم در موارد خاص به نیت نشان دادن اشتباهات او، و گاه که آش شور میشود، خیانتش در امانت. نقد مهرداد رحیمی و احسان مصلحی به کار تعدادی از مترجمان در فیسبوک از همین جنس است. این مطلب تأملی است در چنین رویکردی به نقد ترجمه، با توجه به آخرین مورد منتشرشده از این نقد که هدفش دو کتاب از پیمان خاکسار است.  این مقاله نه توجیه میکند و نه تجویز، تأملی است در مسألهای که گریبانگیر هر مترجمی است و توجه فراگیر این روزها به این مورد خاص بهانهی خوبی است برای باز کردنش.

به نام زدنِ روایتِ نمادین اهواز

به نام زدنِ روایتِ نمادین اهواز

هر چه هم که بخواهیم خود را معاصر نشان دهیم با این حال نمی توانیم جای خالی و فقدان رمان های رئالیستی را در فضای ادبی حال حاضر نادیده بگیریم.حتا نویسندگان بزرگ نسل پیشین هم مانند گلشیری و هدایت و صادقی و چوبک و دولت آبادی و ساعدی هیچکدام کاملاَ رئالیست نبوده اند. اما در این میان یک استثنا وجود دارد. احمد محمود که 12 مهر سالروز درگذشتش بود، با گذر زمان بیش از پیش توان ادبی رئالیستی خود را به رخ می کشد. تکنیک درخشان و زبان روان احمد محمود در آثارش به همراه توصیف دقیق شرایط اجتماعی و سیاسی شهری از خلال اتفاقات پیش روی کاراکترها، می تواند به عنوان سندی موثق از آن دوره مورد استفاده قرار بگیرد. در نوشتار زیر نویسنده، با اشاره به مفاهیمی که گفته شد، بیشتر به مسئله شهر به عنوان یک کاراکتر اصلی در آثار احمد محمود پرداخته است.

ژرمینال در چند کیلومتری ما *

ژرمینال در چند کیلومتری ما *

سایت دویچه‌وله فارسی چند روز پیش گزارشی تصویری از شرایط طاقت‌فرسای زندگی کارگران معدن ذغال‌سنگ در مازندران منتشر کرد. آنچه می‌خوانید یادداشت کوتاه امیر احمدی‌آریان درباره این تصاویر بر روی صفحه‌ی شخصی فیس‌بوکش است؛

دموکراسی رادیکال هوشنگ گلشیری

دموکراسی رادیکال هوشنگ گلشیری

فرقی نمی‌کند گلشیری در باب انقلاب چه در سر داشت، نثر او تجسم لحظه گسست انقلابی است، تجسم موقعیتی است که در آن منطق برابری بر جمع حاکم می‌شود و به جای تکثر، سیاست (در این‌جا زبان) به همگان صدای واحد می‌بخشد. همین ایراد به منتقدان کنراد و ناباکوف و سلین نیز وارد است. آنان به محتوای اثر و حرف‌های خالقش متوسل می‌شوند، از سخنرانی ناباکوف درباره‌ی لنین یا متنی که سلین در دفاع از یهودستیزی نوشت مدد می‌گیرند و فاشیسم و نژادپرستی را در ادبیات کشف می‌کنند. این‌ها به نقد ربطی ندارد