آمار ۱۳۹۱ نشان می‌دهد، فقط در منطقه‌ی چزابه، ۱۴ مین‌روب بر اثر برخورد با مواد منفجره کشته و مجروح شده‌اند. ثامر راشدی و فاضل ملکی‌زاده هم چوپانانی بودند که در سال ۹۱ بی‌خبر از وجود مواد منفجره، پا روی مین گذاشتند و کشته و زخمی شدند.

یک هفته‌ی پیش دانش‌آموزان مدرسه‌ی روستای حفارشرقی (نزدیک خرمشهر) به مدیر مدرسه خبر دادند که خمپاره‌ای در نزدیکی مدرسه پیدا کرده‌اند. مدیر مدرسه با مرکز فوریت‌های پلیس (۱۱۰) تماس گرفت. مأمورانِ پلیس برای بازدید از این خمپاره‌ی باقی‌مانده از جنگ آمدند اما تا امروز کسی برای خارج‌کردن این خمپاره از منطقه اقدامی نکرده‌ است.

دورَقی، مدیر مدرسه، در یک هفته‌ی گذشته بارها به بچه‌ها گوشزد کرده که به خمپاره نزدیک نشوند. او هر روز با نگرانی چشم‌انتظار رسیدن نیروهای پاکساز مین بوده تا اتفاق روستای «نشکاش» کردستان که منجر به زخمی شدن شش کودک شد، در خوزستان تکرار نشود.

مدیر مدرسه می‌گوید بچه‌های این مدرسه آموزش مواجهه با مین دیده‌اند با این همه هفته‌ی گذشته یکی از دانش‌آموزان با نارنجکی در دست به دفتر مدرسه آمده است. دورقی نارنجک را از دست دانش‌آموز گرفته و به او تذکر داده که دیگر به مین، نارنجک و مواد منفجره‌ی ناشناخته‌ای که در زمین‌های کشاورزی و حوالی رودخانه می‌بیند، دست نزند.

در هشت سال جنگ  بیش از بیست‌میلیون مین در پنج استان مرزی در خاک ایران کاشته شد. فرسایش زمین و تغییرات جوی همواره باعث جابه‌جایی مین و مواد منفجره‌ی باقی‌مانده از جنگ شده و هنوز گه‌گاه حتی از مناطق پاکسازی‌شده اخباری از مشاهده، کشف یا انفجار به‌گوش می‌رسد.

بعد از این اتفاق مدیر در جمع دانش‌آموزان دوباره خطرات مین و مواد منفجره را یادآوری کرده و بچه‌ها از وجود جسم عجیبی نزدیکِ مدرسه خبر داده‌اند. همان خمپاره‌ای که تا امروز همسایه‌ی این مدرسه است. مدیر مدرسه با ستاد بازسازی تماس می‌گیرد. نیروهای پاکساز مین که برای انهدام مواد منفجره در شهر اهواز هستند خبر می‌دهند که بلافاصله بعد از این عملیات خود را به خرمشهر خواهند رساند. ساعت چهار بعدازظهر امروز (یک‌شنبه) است. خیال مدیر مدرسه کمی راحت می‌شود.

آموزش‌ کافی نیست

سال گذشته هفت کودک در روستای نشکاشِ کردستان در اثر انفجار مین زخمی شدند و زخم‌هایشان هنوز التیام نیافته.  مین یک پای «گشین» را گرفت، چشم «آلا» را نابینا کرد و دوستان دیگرش هنوز در راه بیمارستان‌های تهران هستند.

آقای دورقی می‌گوید سال ۸۵ هم یکی از دانش‌آموزان مدرسه‌ی مسجدالقصی در حوالی خرمشهر، به همراه پدر برای پیدا کردن علوفه‌ی دام در نیزار می‌چرخیدند که خمپاره‌ای منفجر شد و جان پسرک را گرفت و پدر هم زخمی شد.

دورقی می‌گوید با این که بچه‌های این مدرسه آموزش دیده‌اند، هنوز نیاز به آموزشِ بیشتر‌ به اهالی منطقه حس می‌شود. «بچه‌های مدرسه در این روزهایی که با آنها در این باره حرف می‌زدم برایم تعریف می‌کردند که مین‌هایی را پیدا کرده و در رودخانه انداخته‌ یا به درخت کوبیده‌اند. این خیلی نگران‌کننده است.»

مدیر مدرسه معتقد است اگر شماره‌ تلفنِ مشخصی برای اعلام وجود مین و مواد منفجره راه‌اندازی شود دیگر لازم نیست در این موارد به پلیس ۱۱۰ تلفن کنند.

مرگ جوان کرمانشاهی

در هشت سال جنگ تحمیلی بیش از بیست‌میلیون مین در پنج استان مرزی در خاک ایران کاشته شد. بسیاری از مناطق آلوده در سال‌های گذشته پاکسازی شده‌اند اما آن گونه که مسئولان بارها اعلام کرده‌اند فرسایش زمین و تغییرات جوی همواره باعث جابه‌جایی مین و مواد منفجره‌ی باقی‌مانده از جنگ شده و هنوز گه‌گاه حتی از مناطق پاکسازی‌شده اخباری از مشاهده، کشف یا انفجار به‌گوش می‌رسد.

هم‌زمان با اعلام وجود خمپاره در نزدیکیِ مدرسه‌ی حفارشرقی، انفجار مین در منطقه عمومیِ فکه دو کشته و مجروح بر جای گذاشته است. فرامرز اسدی، ۲۲ ساله و امین میرشکار، ۲۰ ساله از عشایر کردِ کرمانشاه در حین دامداری در منطقه‌ی چزابه؛ پشت پاسگاه دویرج  با مین برخورد کرده‌اند. فرامرز در دم جان داده و امین به شدت مجروح شده است.

آمار ۱۳۹۱ نشان می‌دهد، فقط در منطقه‌ی چزابه، ۱۴ مین‌روب بر اثر برخورد با مواد منفجره کشته و مجروح شده‌اند. ثامر راشدی و فاضل ملکی‌زاده هم چوپانانی بودند که در سال ۹۱ بی‌خبر از وجود مواد منفجره، پا روی مین گذاشتند و کشته و زخمی شدند.

نظری بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *