جشن گفتگوی تئاتر شعار جشنواره تئاتر فجر است. در همین حال نمایش «روز عقیم» که پیشتر مجوز اجرا گرفته بود از این جشنواره حذف شده است.آیا ایده گفتگو در این جشنواره تنها تصویر خوشایند بالادستی‌ها را در خود می‌پذیرد؟

روز عقیم برای اجرا در جشنواره مجوز نگرفت. نمایشی که کارگردان آن پیش از شروع جشنواره هم با دبیر جشنواره این موضوع را در نامه‌ای مطرح کرده بود و دبیر جشنواره در پاسخ از او خواسته بود که به جشنواره بیاید. در پاسخ نامه نوشت که امر فرهنگی با حذف و نادیده‌انگاری میانه‌ای ندارد. نوشت که در کشوری زندگی می‌کنیم که قانون در آن حکم‌فرماست و برای اعتلای فرهنگ باید بر مشارکت همگانی افزود. اما اول بهمن ماه و تنها یک روز پیش از اجرای روز عقیم، مجوز اجرا برای جشنواره صادر نشد. مجوزی که به نظر می‌رسد از جاهای دیگر برای اجرا صادر می‌شود. چرا که شورای نظارت و ارشیابی که پیش از این و برای اجرای عمومی مجوز این نمایش را صادر کرده بود بعد از خبری که کار شد،  برای جشنواره اجازه اجرا به آن نداد. از تماشاچیان پوزش خواست و قول داد که هزینه عزیزانی که بلیت تهیه کرده بودند ظرف ۴۸ ساعت عودت داده می‌شود. اما در مهم‌ترین قسمت متن شورای نظارت از صدور پروانه نمایش با تاکید بر کلیدواژه «تعامل» صحبت آمده است؛ تعامل این شورا با هنرمندان و همچنین امید به این که هنرمندان با درنظر گرفتن تمامی شرایط و مولفه‌ها امکان این تعامل را ارتقا بخشند.

جشن عقیم

در همان روزهای منتهی به انقلاب، عده‌ای به شهر نو به عنوان یکی از پایگاه‌های فساد برآمده از نظام شاهنشاهی حمله کردند و آنجا را به آتش کشیدند. روزنامه اطلاعات دهم بهمن ۵۷ گزارشی از این اتفاق داده است. با این حال تا اعدام چند نفر از چهره‌های مشهور شهر نو در تابستان ۵۸، آنجا با ترس و لرز به کار خود ادامه داد.

سانسور و حذف حالا به شکل پیچیده‌تری از هر زمان عمل می‌کند. حذف و سانسور دیگر دیواری بیرون یک قلعه نیست که نگذارد غریبه‌ای از آن رد شود. بلکه بیشتر شبیه موجی است که هر وقت صلاح دید و هر زمان که خواست از مرکز قدرت به کناره‌ها می رود و آنچه را می‌خواهد با خود به حاشیه می‌برد و حذف می‌کند.

نمایش روز عقیم درباره همان روزهای پس از انقلاب است که شهر نو تخریب شد. درباره زندگی زنانی که روایت‌گر این اتفاق هستند. «در شرایط بحرانی سقوط رژیم پهلوی، محله قلعه زاهدی مورد هجوم و تخریب قرار می‌گیرد. سه زن که از چنگ هجوم‌آوران می‌گریزند به زیرزمین خانه‌ای بزرگ در مرکز شهر پناه می‌برند. زیرزمینی که چند مرد در طبقه بالای آن مشغول سلاخی کردن هستند.» اتفاقی که روایتش به اعتقاد مرکز هنرهای نمایشی در جشنواره تئاتر فجر جایی ندارد. جشنواره‌ای که به باور آنها قرار است جشن تئاتر ایران و یادآور روزهای خوش پیروزی انقلاب و طلوع آزادی باشد. به همین دلیل تنها نمایشی که به طور مستقیم درباره موضوعی پیرامون روزهای انقلاب بود از جشنواره حذف شد. روزهای انقلابی که آزادی پس از استقلال، اصلی‌ترین شعارهای مردمش بود.

بازتاب شهر نو و آنچه در آن می‌گذشت از موضوعات محل مناقشه در هر دو حکومت پیش و پس از انقلاب بوده و است. اگر امروز روز عقیم توقیف می‌شود، پیش از انقلاب هم از ادامه فیلم‌برداری فیلم «قلعه» کامران شیردل در آنجا جلوگیری شد هر چند شیردل ادامه فیلم خود را با عکس‌های کاوه گلستان ساخت. البته در اینجا روز عقیم در اجرای عموم در تماشاخانه‌ای خصوصی توقیف نشد و اجرا داشت و در جشنواره دولتی تئاتر فجر بود که مجوز اجرا نگرفت. سانسور و حذف حالا به شکل پیچیده‌تری از هر زمان عمل می‌کند. حذف و سانسور دیگر دیواری بیرون یک قلعه نیست که نگذارد غریبه‌ای از آن رد شود. بلکه بیشتر شبیه موجی است که هر وقت صلاح دید و هر زمان که خواست از مرکز قدرت به کناره‌ها می رود و آنچه را می‌خواهد با خود به حاشیه می‌برد و حذف می‌کند.

توقع زیادی نبود اگر دیگر شرکت‌کنندگان در این جشن، از آن خارج می‌شدند، وقتی که دیدند یکی دیگر از میهمانان جشن، کنار گذاشته شده است. اتفاقی که تا لحظه نگارش این متن یک کارگردان و یک داور با شجاعت انجام دادند. نهاد صنفی خانه تئاتر هم فقط به یک بیانیه بسنده کرد.

باز هم گفتگو باز هم برای همه

مهندس‌پور دبیر کنونی جشنواره چهره‌ای خوشنام و به شدت قابل احترام چه در عرصه اجرایی و چه در عرصه دانشگاهی است. همه ما از او آموخته‌ایم. چه در اجرا و چه در کلاس‌های درس. چه در منش و چه در مناعت طبع. گفتگوها و گفته‌هایش را در هر متنی می‌آوریم. این‌ها همه از تاثیرگذاری او خبر می‌دهند. اما تمام این ها نباید مانع نقد او شود. سال‌ها پیش در جشنواره‌ فجری که او از سیاست‌گذارانش بود شعار «تئاتر برای همه» مطرح شد. شعاری که از فرط جذابیت تا همین حالا هم همواره سرلوحه امور و به عنوان مشی اصلی در تئاتر مطرح می شود. اما شاید بعد از یک دهه از طرح آن شعار بتوانیم ببینیم که آیا تئاتر برای همه شده است؟ کدام همه؟

خود مهندس‌پور در آن گفتگوی سال پیش درباره وضعیت موجود تئاترمی‌گوید:«واکنش و رویکرد کلیت جامعه نسبت به تئاتر نیز تغییر کرده است. ما باید این را بپذیریم که امروز بخش زیادی از تماشاگران پیشین تئاتر، به تئاتر نمی‌آیند؛ یعنی تئاتر تماشاگران مردمی و عمومی خود را که بیشتر از قشر متوسط جامعه بودند از دست داده است و دارد صاحب تماشاگرانی می‌شود که می‌توانند بلیت‌های گران‌قیمت بخرند. نمی‌گویم این تماشاگرانی که اصطلاحا می‌توان گفت جزء قشر تازه به دوران رسیده‌اند حق ندارند تئاتر داشته باشند، اما این طور هم نباید باشد که وجود آن‌ها بگوید جریان اصلی در تئاتر باید آن چیزی باشد که آن‌ها می‌خواهند تماشا کنند. در حالی که قشر متوسط بزرگترین قشر در جامعه ایران است و بی‌توجهی به این قشر و پشت کردن به آن، کاری که تئاتر در ۱۰، ۱۲ سال گذشته انجام داده، عواقب بدی در پی خواهد داشت، زیرا اکنون تئاتر ناچار شده است سلوک و منش‌های خود را با نیازهای طبقه‌ای هماهنگ کند که یک اقلیت تازه به پول رسیده در جامعه ما هستند و پایبندی و گرایش آن‌ها چیزی نیست که بتواند گروه بزرگِ میاندار و متوسط جامعه ایران را ارضا کند.»

جشن گفتگوی تئاتر روزی اتفاق می‌افتد که حذف‌شده‌گان برگردند و تئاتر بسازند. روزی که ایده‌ها پیش از اجرا سانسور نشوند. روزی که تئاتر برای همه باشد. روزی که بپذیریم گفتگو در نقد اتفاق می‌افتد.

این سخنان مهندس‌پور یک دهه پس از آن است که ایده تئاتر برای همه مطرح شد. ناگفته مهندس‌پور پذیرفته که آن ایده شکست خورده است. امسال اما ایده دیگری مطرح شد. ایده جشن گفتگوی تئاتر برای جشنواره فجر که پیش از این هم مهندس‌پور بارها به ان اشاره کرده بود. اما اینجا هم باید پرسید گفتگو با چه کسانی؟ به صورت کلی صحبت از گفتگو می‌شود اما همواره تبصره‌ای آورده می شود. گفتگو را تعریف نمی‌کنند و تنها به شکل مفهومی زیبا همانند «تئاتر برای همه» مطرح می‌شود. این گفتگویی که از آن صحبت می‌شود در فضایی قائل به گفتگومندی شکل می‌گیرد و نه در ساختاری که تنها انتظار تعامل از مخاطب خود دارد. گفتگو ایده پیشرفته‌ای ازجستجوی جمعی و نقادانه برای یافتن حقیقت است. ایده‌ای که سرانجام خود را در خودآگاهی و خوداصلاحی می‌بیند.

روز رستاخیز

اما ایده گفتگوی تئاتری‌ها در شروع جشن  به پوستری منتهی شد که ایموجی را نماد گفتگو می‌‌دانست. گفتگویی که در ادامه به نظر می‌رسد تنها تصویر خوشایند بالادستی‌ها را در خود می‌پذیرد. جشن تئاتری که برای همه است باید اجازه دهد همه چیز دیده شود. نه تنها تصویر خوشایند حکومتی از آنچه بر انقلاب گذشته است، بلکه روایتی از جنس «روز عقیم» که روزهای سخت و تلخ را هم احضار می‌کند. تئاتری که می‌خواهد گفتگو کند تن به حذف دیگری نمی‌دهد و او را تنها نمی‌گذارد. اگر نه که طرح ایده گفتگو در این وضعیت باز هم در راستای همان ایده تئاتری است که برای همه است. ولی همان همه‌ای که دست بالا را در اختیار دارد. جشن گفتگو است ولی تنها با خودش سخن می گوید.

در این گفتگو تئاتر کجاست؟  نکند منظور تنها همان بندی از نامه شورای نظارت است که انتظار تعامل دارد. در حالی که جشن تئاتر با شعار زیبایی به نام جشن گفتگو بزک شده است. جشن گفتگوی تئاتر روزی اتفاق می‌افتد که حذف‌شده‌گان برگردند و تئاتر بسازند. روزی که ایده‌ها پیش از اجرا سانسور نشوند. روزی که تئاتر برای همه باشد. روزی که بپذیریم گفتگو در نقد اتفاق می‌افتد. روزی که هم‌دل و هم‌درد باشیم و حذف یکی دیگری را به واکنش وا دارد. روزی که کنار کشیدن از جشنی که یکی از ما را حذف می‌کند کم‌ترین کاری باشد که می‌کنیم. تا آن روز رستاخیز برسد روزی که همه گرایش‌های تئاتری، همه متن‌ها و همه اجراها فرصت کار پیدا کنند؛ شاید آن روز بتوان از جشن گفتگوی تئاتر ایران گفت.

منبع: میدان

نظری بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *