بعضی‌ها ورزش زنان را فقط به خاطر تحریک‌آمیز بودن می‌پذیرند. سرمایه‌گذاری در ورزش زنان در مقایسه با ورزش مردان به شدت اندک است مگر اینکه یک ورزشکار طوری لباس بپوشد و رفتار کند که تحریک‌آمیز به نظر بیاید.موضوعی که ورزش زنان را برای بعضی‌ها توجیه می‌کند، مورد آزاردهنده‌ای به اسم «دامن کوتاه» است.

شاید عجیب به نظر بیاید؛ شاید هم کسی یادش نیاید و یا دقت نکرده باشد ولی برای همین بازی‌های المپیک زمستانی ۲۰۱۴، برای یکی از رشته‌های ورزش زنان، انقلاب کوچکی رخ داد؛ بعد از سال‌ها مبارزه، برای اولین‌بار در این دوره از بازی‌ها رشته پرش با اسکی برای زنان آزاد شد، آنهم در حالی‌که این رشته از سال ۱۹۲۴ برای مردها وجود داشت. زنان را سالیان سال از پرداختن به این رشته منع کردند به این بهانه که «از لحاظ پزشکی این ورزش مناسب زنان نیست». آن زمان بود که بسیاری از خودشان پرسیدند آیا واقعا نداشتن آلت تناسلی مردانه مانع از این می‌شده که زنان از یک تپه برفی بپرند؟

این مثال، یک نمونه بسیار کوچک از هزاران موضوع تبعیض جنسیتی است که در ورزش رخ می‌دهد. نمونه‌های خشونت و تبعیض علیه زنان در ورزش بسیار زیاد و گسترده است و جنبه‌های بسیار متنوعی هم دارد: امکانات کمتر نسبت به مردان، اندیشه‌های مردسالارانه، تبعیض، خشونت، نابرابری دستمزد، سقف شیشه‌ای، توزیع ناعادلانه پول بیت‌المال… همگی نمونه‌های بارز تبعیض جنسیتی و خشونت علیه زنان ورزشکار است. ضمن اینکه نمونه تمامی خشونت‌هایی که در جامعه علیه یک زن رخ می‌دهد، در ورزش چندین برابر ضرب می‌شود! با این حال، اگرچه خیلی‌ها به صورت تاریخی معتقدند ورزش را «مردان» برای «مردان» به وجود آوردند ولی حالا زنان هم با وجود سختی‌های زیادی که متحمل شده‌اند دست کمی از مردان ندارند؛ طبق جدیدترین آمارها ۴۰ درصد زنان به طور میانگین یک‌بار در هفته ورزش می‌کنند ولی این موضوع دلیلی بر آن نیست که جعبه به وجود آمده برای ورزش زنان، وجود خارجی نداشته باشد.

نمونه‌های خشونت و تبعیض علیه زنان در ورزش بسیار زیاد و گسترده است و جنبه‌های بسیار متنوعی هم دارد: امکانات کمتر نسبت به مردان، تبعیض، خشونت، نابرابری دستمزد، سقف شیشه‌ای و توزیع ناعادلانه پول همگی نمونه‌های بارز تبعیض جنسیتی و خشونت علیه زنان ورزشکار است.

ورزش‌های مردانه و زنانه

نمونه‌اش زیاد دیده و شنیده شده است؛ می‌گویند روحیه رقابتی زنان کمتر است و یا اینکه این ورزش‌ها برای سلامتی زن ها مضر است. با این حال زمانی هم که یک زن مسیر دشوار این تصور قلابی را طی می‌کند و از خیر ورزش‌های «زنانه» می‌گذرد و به سمت ورزش‌های «مردانه» می‌رود، با تفکرات غلط ارزیابی و قضاوت می‌شود. «از همان ۵ سالگی این چیزها را حس کردم. همیشه به خودم می‌گفتم ناعادلانه است؛ چرا مدرسه فوتبالی که برادرهایم را قبول کرده من را به خاطر دختر بودن رد کرده ». این را بریژیت انریک، یکی از اعضای بلندپایه فدراسیون فوتبال فرانسه به مجله «ماری کِلر» می‌گوید. اگرچه این روزها در اروپا دید مردم نسبت به ورزش زنان بازتر شده ولی هنوز هم ۲۰ درصدی فکر می‌کنند که ورزش‌ها زنانه و مردانه هستند و بهتر است زن‌ها سراغ تعدادی از ورزش‌ها نروند. این موضوع روی تصمیمات مسئولان برگزاری بازی‌های المپیک هم اثر گذاشته و حالا دیگر ورزش‌هایی مثل بوکس، کانو-کایاک، کشتی و قایقرانی که پیش‌تر در زمره ورزش‌های مردانه تلقی می‌شدند، در اختیار زنان هم قرار گرفته است.

رکاب زدن زنان ممنوع

عبور از سد ورزش‌های زنانه و مردان تنها مشکل زنان در دنیای ورزش نیست؛ امکانات لجیستکی، معضلاتی است که همواره این عرصه را تهدید کرده است؛ برای ورود به جزئیات کافی است که به وضعیت تیم‌های فوتبال زنان اشاره شود؛ در بسیاری از کشورهای دنیا تیم‌های فوتبال زنان از مردان بهتر و پرافتخار است؛ چه در عرصه ملی و چه باشگاهی. با این حال عجیب است که هنوز در کشورهای پیشرفته اروپایی هم ورزشگاه‌ها را مردانه و زنانه می‌کنند. در فرانسه دو تیم زنان لیون و پاری سن ژرمن افتخارات اروپایی‌شان به مراتب از تیم‌های مردان این دو باشگاه بیشتر است ولی جالب اینکه به زنان باشگاه اجازه بازی در دو ورزشگاه اصلی این دو تیم مطرح داده نمی‌شود و آنها باید در ورزشگاه‌های به مراتب کم امکانات‌تر به میدان بروند. نمونه دیگری که بسیاری از زنان ورزشکار دنیا به ویژه دوچرخه‌سواران را آزار می‌دهد توردوفرانس است؛ بزرگترین رقابت دوچرخه‌سواری در دنیا فقط برای مردان است و زن‌ها اجازه حضور در آن را ندارند ولی در حاشیه همین مراسم آگهی‌های تبلیغاتی گسترده‌ای منتشر می‌شود که به زنان «خوش بر و رو» برای حضور در پای سکو و اهدای مدال نیاز است. حضور کم زنان به همین موارد خاتمه پیدا نمی‌کند؛ در مجموع از بین مدرسان، مربیان، داورها، مشاوران فنی، رؤسای فدراسیون، کمیته‌های اجرایی و مدیران روابط عمومی در دنیای ورزش، فقط ۲۰ درصد این افراد را زنان تشکیل می‌دهند و بقیه در اختیار مردان است. مورد مهمتر اینکه در بین مربیان داخلی در بین رشته‌های مختلف ورزشی در اروپا فقط ۱۲ درصد زن هستند و بقیه از میان مردان انتخاب می‌شوند.

شغل دیگری سراغ ندارید؟

این هم داستان نخ‌نمایی شده؛ اینکه زنان ورزشکار به مراتب دستمزد کمتری نسبت به مردان می‌گیرند؛ اگرچه در رشته‌هایی مثل تنیس روی میز این حقوق‌ها تقریبا برابر شده ولی در اکثر رشته‌ها، اختلاف دستمزدها فاحش است؛ مهم نیست که تیم‌ها و زنان دراروپا باشند یا آمریکا. همین چندماه پیش بود که تیم ملی فوتبال زنان آمریکا به دلیل اختلاف دستمزدی که فدراسیون فوتبال آمریکا به تیم مردان این کشور می‌دهند اعتصاب کردند. نمونه‌اش در بسیاری از کشورهای دیگر دنیا هم دیده شده. مورد عجیب اما اختلاف بعضا فاحشی است که دستمزدها دارد؛ اگرچه فوتبال اصلا قابل مقایسه نیست ولی اختلاف دستمزد در رشته‌ای مثل راگبی هم وحشتناک است؛ یک بازیکن مرد راگبی در اروپا دستمزدی معادل ۴۰ هزار یورو برای شرکت در تورنمت «۶ ملت» می‌گیرد در حالی‌که یک بازیکن راگبی زن در همان تورنمنت دستمزدش ۴ هزار یورو می‌شود.

زن‌ها برای پیشرفت در عرصه ورزش و شکستن تابوهای به وجود آمده نیاز به دیده شدن دارند ولی سهم این ورزشکاران از رسانه‌های ورزشی بسیار اندک است؛ به طور میانگین تا همین چندسال پیش فقط ۷ درصد از برنامه‌های ورزشی تلویزیون‌های مختلف متعلق به زنان بود.

حالا هرچه سطح این رقابت‌ها آماتورتر شود، میزان دستمزدها به شدت کاهش پیدا می‌کند و نزدیکی‌های مرز «صفر» می‌شود. «وقتی کوچک بودم و می‌خواستم بوکس را شروع کنم، ابتدا این زن‌ها بودند که تصور می‌کردند یک جرم مرتکب می‌شوم؛ مادرم و زن‌های محله‌ای که در آن زندگی می‌کردم». این بخشی از صحبت‌های آیه سیسوکو، قهرمان بوکس آماتور دنیا است. او درادامه می‌گوید:« وقتی هم به سالن تمرین رفتم مربی اصلا به من توجهی نمی‌کرد و مدام غرولند می‌کرد که یک زن خوب، سراغ این ورزش‌ها نمی‌آید. از طرفی مشکل عمده‌ای که وجود داشت این بود که در سالن، رختکن هم برای زنان نبود. با این حال جنگیدم و پیشرفت کردم تا اینکه یک روز مربی‌ام آمد و گفت:« قانع‌ام کردی که یک زن هم می‌تواند بوکسور شود». با این حال درست است که من قهرمان بوکس آماتور دنیا شده‌ام ولی از پس مخارج زندگی‌ام برنمی‌آیم. مجبورم همزمان کار کنم و به دنبال شغل دیگری هم باشم چون به مردان این رشته دستمزد می‌دهند و به زنان نه».

توجه کمرنگ رسانه‌ها

زن‌ها برای پیشرفت در عرصه ورزش و شکستن تابوهای به وجود آمده نیاز به دیده شدن دارند ولی سهم این ورزشکاران از رسانه‌های ورزشی بسیار اندک است؛ به طور میانگین تا همین چندسال پیش فقط ۷ درصد از برنامه‌های ورزشی تلویزیون‌های مختلف متعلق به زنان بود تا اینکه شبکه‌های یورواسپرت از راه رسیدند و در این زمینه فعالیت جدی کرده‌اند. الان نزدیک به ۲۵ درصد برنامه‌های تولیدشده این شبکه ورزشی به زنان اختصاص دارد. حالا که دیگر روز خوب ورزش زنان در رسانه است، تازه می‌توان به عمق فاجعه پی برد چون با همین شرایط هم هنوز نزدیک به ۷۵ درصد برنامه‌های ورزشی که در رسانه‌های مختلف پخش و منتشر می‌شود مربوط به ورزش مردان است.

دامن کوتاه

موضوعی که همیشه ورزش زنان را بیش از هر چیز دیگری رنجانده، استفاده ابزاری از زنان است؛ اینکه بعضی‌ها ورزش زنان را فقط به خاطر تحریک‌آمیز بودن می‌پذیرند. نگاه این افراد کاملا مشخص و برگرفته از همان تفکرات غلطی است که همیشه وجود داشته است. سرمایه‌گذاری در ورزش زنان در مقایسه با ورزش مردان به شدت اندک است مگر اینکه یک ورزشکار طوری لباس بپوشد و رفتار کند که تحریک‌آمیز به نظر بیاید. کوتاه‌کردن لباس‌های زنان در رشته‌هایی مثل بوکس و هندبال به تازگی بحث‌های زیادی در پی داشته است؛ از طرفی لباس تنیس‌بازان زن هم که همیشه محل سؤال بوده است؛ این رفتار و نگاه آزاردهنده حالا رفته‌رفته وارد فوتبال هم می‌شود و تیم زنان بسیاری از باشگاه‌های مطرح دنیا باید لباس‌هایی به تن کنند که برجستگی‌های بدنشان را بیش از گذشته نشان دهد. این موارد همگی فارغ از تجاوزها و آزارهایی است که در دنیای ورزش، زنان را نشانه رفته است. فارغ از اختلالات هورمونی است که یک زن ورزشکار در طول دوره حرفه‌ای‌اش با آن روبرو می‌شود و از بقیه هم‌دسته‌ها جدا می‌شود. موردی که به نظر می‌رسد ورزش زنان را برای بعضی‌ها توجیه می‌کند، مورد آزاردهنده‌ای به اسم «دامن کوتاه» است.

۳ نظر

  1. از اینکه به این موضوع پرداختید تشکر می‌کنم. سوی دیگر تحمیل «دامن کوتاه» می‌شود پوشاندن زن‌ها در رقابت‌های ورزشی آنطور که در کشور ما باب شده. هر دو نگاه ابزاری به زن را به ذهن متبادر می کنند. هر دو را باید مورد انتقاد قرار داد.

  2. یکی از موارد بسیار پر اهمیت و اساسی که در این نوشتار به آن توجه نشده است بازده مالی در ورزش حرفه ای است. دستمزد زنان وردشکار بعلت پایینتربودن تعداد تماشاگر( در استادیوم و یا تلویزیون و شبکه های ووزشی) است. مجموعه تیم های فوتبال زنان لیون و پارسی سن ژرمن علیرغم کسب افتخارات بسیار بیشتر از مردان این دو باشگاه، هیچگاه توان کسب درآمد به اندازه حتی یک بازیکن متوسط تیم های آقایان این دو باشگاه را ندارند و اینجاست که پای سرمایه گذار به میان می آید. او مانند من و شما فکر نمیکند. تماشاگر (استادیومی و تلویزیونی) برایش بیاورید، دستمزد برابر و دهها میلیون یورویی بگیرید.

  3. از منظر جدید و جالبی به موضوع نگاه کرده‌اید.
    خیلی دید ما را باز کرد.
    حالا سوالی که برای من پیش می‌آید این است که خود زن‌ها در این اتفاق چه نقشی دارند؟
    زن تنیس‌بازی که با لباس‌های تحریک‌آمیز به میدان رقابت می‌آید، تا حالا با خودش فکر نکرده که یک بار هم که شده برای تغییر این داستان، سنت‌شکنی کند؟
    تیم‌های ورزشی زنان که لباس‌هایشان تنگ و کوتاه می‌شود، نتوانسته‌اند مقاومت کنند؟
    من می‌خواهم یک چیز دیگری به موضوع اضافه کنم و آن میل خود زنان به خودنمایی است که همیشه در اینجور داستان‌ها، نقطه‌ضعفی است برای سوءاستفاده جامعه مردسالار.

نظری بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *